bonifaces

[ایالات متحده]/bɒnɪˈfeɪsɪz/
[بریتانیا]/boh-ni-FAYS-iz/

ترجمه

n. صاحب یک مسافرخانه یا رستوران کوچک؛ یک اسم خاص، (بونیفاس)

عبارات و ترکیب‌ها

bonifaces are plentiful

بونيفیس‌ها فراوان هستند

embracing the bonifaces

در آغوش گرفتن بونيفیس‌ها

honoring the bonifaces

احترام گذاشتن به بونيفیس‌ها

surrounded by bonifaces

در محاصره بونيفیس‌ها

جملات نمونه

bonifaces are known for their kindness and generosity.

بونایس‌ها به خاطر مهربانی و سخاوت خود مشهور هستند.

many people admire the bonifaces in our community.

بسیاری از مردم به بونایس‌های جامعه ما احترام می‌گذارند.

she always tries to be a boniface to her friends.

او همیشه سعی می‌کند برای دوستانش یک بونایس باشد.

bonifaces often volunteer for charitable events.

بونایس‌ها اغلب به عنوان داوطلب در رویدادهای خیریه شرکت می‌کنند.

the bonifaces in the organization help those in need.

بونایس‌های سازمان به نیازمندان کمک می‌کنند.

his actions reflect the spirit of a boniface.

اقدامات او نشان‌دهنده روحیه یک بونایس است.

bonifaces contribute positively to society.

بونایس‌ها به طور مثبت به جامعه کمک می‌کنند.

we should all strive to be bonifaces in our own way.

ما باید همه سعی کنیم به روش خودمان بونایس باشیم.

bonifaces are often celebrated during community events.

بونایس‌ها اغلب در رویدادهای جامعه مورد تجلیل قرار می‌گیرند.

she is a true boniface, always helping others.

او یک بونایس واقعی است، همیشه به دیگران کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید