faces the music
موسیقی را تحمل کردن
save face
حفظ آبرو
lose face
آبروداری کردن
put on faces
چهره به رخ کشیدن
many faces
چهرههای زیاد
friendly faces
چهرههای دوستانه
faces danger
در برابر خطر قرار گرفتن
recognize faces
تشخیص چهرهها
show faces
نشان دادن چهرهها
hidden faces
چهرههای پنهان
she recognized him instantly, despite the years that had passed and the changes to his faces.
او او را به سرعت به خاطر آورد، با وجود سالهایی که گذشته بود و تغییراتی که در چهرهاش ایجاد شده بود.
the children were all smiling faces, eager to show off their artwork.
کودکان همگی چهرههای خندان بودند و مشتاق بودند تا آثار هنری خود را به نمایش بگذارند.
he put on a brave face, trying to hide his disappointment.
او چهرهای شجاعانه به خود گرفت و سعی کرد ناامیدی خود را پنهان کند.
the crowd in the stadium showed a sea of excited faces.
تعداد زیادی از افراد در استادیوم، دریایی از چهرههای هیجانزده را نشان میدادند.
she lost sleep worrying about the financial faces of the company.
او نگران چهرههای مالی شرکت، بیخوابی کشید.
the news report showed the faces of the victims and their families.
گزارش خبری چهرههای قربانیان و خانوادههایشان را نشان داد.
he had the face of a man who had seen a lot of hardship.
او چهرهای مردی داشت که سختیهای زیادی را دیده بود.
the company is launching new product faces to attract younger customers.
شرکت در حال راهاندازی چهرههای جدید محصول برای جذب مشتریان جوانتر است.
she couldn't bear to see the sad faces of her children.
او نمیتوانست تحمل کند که چهرههای غمگین فرزندانش را ببیند.
the artist skillfully captured the faces of the elderly in his paintings.
هنرمند به طرز ماهرانهای چهرههای افراد مسن را در نقاشیهای خود به تصویر کشید.
he kept a neutral face during the tense negotiations.
او در طول مذاکرات پرتنش چهرهای خنثی داشت.
faces the music
موسیقی را تحمل کردن
save face
حفظ آبرو
lose face
آبروداری کردن
put on faces
چهره به رخ کشیدن
many faces
چهرههای زیاد
friendly faces
چهرههای دوستانه
faces danger
در برابر خطر قرار گرفتن
recognize faces
تشخیص چهرهها
show faces
نشان دادن چهرهها
hidden faces
چهرههای پنهان
she recognized him instantly, despite the years that had passed and the changes to his faces.
او او را به سرعت به خاطر آورد، با وجود سالهایی که گذشته بود و تغییراتی که در چهرهاش ایجاد شده بود.
the children were all smiling faces, eager to show off their artwork.
کودکان همگی چهرههای خندان بودند و مشتاق بودند تا آثار هنری خود را به نمایش بگذارند.
he put on a brave face, trying to hide his disappointment.
او چهرهای شجاعانه به خود گرفت و سعی کرد ناامیدی خود را پنهان کند.
the crowd in the stadium showed a sea of excited faces.
تعداد زیادی از افراد در استادیوم، دریایی از چهرههای هیجانزده را نشان میدادند.
she lost sleep worrying about the financial faces of the company.
او نگران چهرههای مالی شرکت، بیخوابی کشید.
the news report showed the faces of the victims and their families.
گزارش خبری چهرههای قربانیان و خانوادههایشان را نشان داد.
he had the face of a man who had seen a lot of hardship.
او چهرهای مردی داشت که سختیهای زیادی را دیده بود.
the company is launching new product faces to attract younger customers.
شرکت در حال راهاندازی چهرههای جدید محصول برای جذب مشتریان جوانتر است.
she couldn't bear to see the sad faces of her children.
او نمیتوانست تحمل کند که چهرههای غمگین فرزندانش را ببیند.
the artist skillfully captured the faces of the elderly in his paintings.
هنرمند به طرز ماهرانهای چهرههای افراد مسن را در نقاشیهای خود به تصویر کشید.
he kept a neutral face during the tense negotiations.
او در طول مذاکرات پرتنش چهرهای خنثی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید