boobing

[ایالات متحده]/ˈbuːbɪŋ/
[بریتانیا]/ˈboʊbɪŋ/

ترجمه

n. یک شخص احمق یا احمقانه؛ سینه یک زن
v. مرتکب اشتباهات احمقانه یا مضحک شدن

عبارات و ترکیب‌ها

boobing around

در حال لولو بازی

stop boobing

لولو بازی رو تموم کن

he's always boobing

او همیشه در حال لولو بازی است

not boobing anymore

دیگه لولو بازی نمی کنه

stop your boobing

لولو بازی خودت رو متوقف کن

جملات نمونه

she enjoys boobing around the city on weekends.

او از گشت و گذار در شهر در آخر هفته ها لذت می برد.

boobing with friends can be a great way to relax.

گشت و گذار با دوستان می تواند راهی عالی برای آرامش باشد.

they spent the afternoon boobing at the park.

آنها بعد از ظهر را در پارک گشت و گذار کردند.

boobing around the mall is one of her favorite pastimes.

گشت و گذار در مرکز خرید یکی از سرگرمی های مورد علاقه اوست.

he loves boobing in nature during the summer.

او عاشق گشت و گذار در طبیعت در تابستان است.

we spent the day boobing at various art galleries.

ما روز را در گالری های هنری مختلف گشت و گذار کردیم.

boobing around town can lead to unexpected adventures.

گشت و گذار در شهر می تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.

she was boobing around, looking for a new café.

او در حال گشت و گذار بود و به دنبال یک کافه جدید می گشت.

boobing with my dog is a great way to enjoy the day.

گشت و گذار با سگ من راهی عالی برای لذت بردن از روز است.

they spent the evening boobing at the beach.

آنها شب را در ساحل گشت و گذار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید