boobing around
در حال لولو بازی
stop boobing
لولو بازی رو تموم کن
he's always boobing
او همیشه در حال لولو بازی است
not boobing anymore
دیگه لولو بازی نمی کنه
stop your boobing
لولو بازی خودت رو متوقف کن
she enjoys boobing around the city on weekends.
او از گشت و گذار در شهر در آخر هفته ها لذت می برد.
boobing with friends can be a great way to relax.
گشت و گذار با دوستان می تواند راهی عالی برای آرامش باشد.
they spent the afternoon boobing at the park.
آنها بعد از ظهر را در پارک گشت و گذار کردند.
boobing around the mall is one of her favorite pastimes.
گشت و گذار در مرکز خرید یکی از سرگرمی های مورد علاقه اوست.
he loves boobing in nature during the summer.
او عاشق گشت و گذار در طبیعت در تابستان است.
we spent the day boobing at various art galleries.
ما روز را در گالری های هنری مختلف گشت و گذار کردیم.
boobing around town can lead to unexpected adventures.
گشت و گذار در شهر می تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.
she was boobing around, looking for a new café.
او در حال گشت و گذار بود و به دنبال یک کافه جدید می گشت.
boobing with my dog is a great way to enjoy the day.
گشت و گذار با سگ من راهی عالی برای لذت بردن از روز است.
they spent the evening boobing at the beach.
آنها شب را در ساحل گشت و گذار کردند.
boobing around
در حال لولو بازی
stop boobing
لولو بازی رو تموم کن
he's always boobing
او همیشه در حال لولو بازی است
not boobing anymore
دیگه لولو بازی نمی کنه
stop your boobing
لولو بازی خودت رو متوقف کن
she enjoys boobing around the city on weekends.
او از گشت و گذار در شهر در آخر هفته ها لذت می برد.
boobing with friends can be a great way to relax.
گشت و گذار با دوستان می تواند راهی عالی برای آرامش باشد.
they spent the afternoon boobing at the park.
آنها بعد از ظهر را در پارک گشت و گذار کردند.
boobing around the mall is one of her favorite pastimes.
گشت و گذار در مرکز خرید یکی از سرگرمی های مورد علاقه اوست.
he loves boobing in nature during the summer.
او عاشق گشت و گذار در طبیعت در تابستان است.
we spent the day boobing at various art galleries.
ما روز را در گالری های هنری مختلف گشت و گذار کردیم.
boobing around town can lead to unexpected adventures.
گشت و گذار در شهر می تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.
she was boobing around, looking for a new café.
او در حال گشت و گذار بود و به دنبال یک کافه جدید می گشت.
boobing with my dog is a great way to enjoy the day.
گشت و گذار با سگ من راهی عالی برای لذت بردن از روز است.
they spent the evening boobing at the beach.
آنها شب را در ساحل گشت و گذار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید