bookfair

[ایالات متحده]/ˈbʊkfeər/
[بریتانیا]/ˈbʊkˌfɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایشگاه یا نمایشگاهی که در آن کتاب‌ها فروخته یا به نمایش گذاشته می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

attend a bookfair

شرکت در نمایشگاه کتاب

visit the bookfair

بازدید از نمایشگاه کتاب

browse a bookfair

مرور نمایشگاه کتاب

explore the bookfair

کاوش در نمایشگاه کتاب

hold a bookfair

برگزاری نمایشگاه کتاب

organize a bookfair

سازماندهی نمایشگاه کتاب

the annual bookfair

نمایشگاه کتاب سالانه

a bustling bookfair

نمایشگاه کتاب پرجنب‌وجوش

جملات نمونه

the bookfair attracted many visitors this year.

نمایشگاه کتاب امسال بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب کرد.

she found a rare first edition at the bookfair.

او یک نسخه اول نادر را در نمایشگاه کتاب پیدا کرد.

the bookfair featured several famous authors.

نمایشگاه کتاب میزبان چندین نویسنده مشهور بود.

we bought a lot of books at the local bookfair.

ما کتاب‌های زیادی را در نمایشگاه کتاب محلی خریدیم.

the bookfair offers great discounts on popular titles.

نمایشگاه کتاب تخفیف‌های عالی روی عناوین محبوب ارائه می‌دهد.

attending the bookfair is a great way to discover new authors.

شرکت در نمایشگاه کتاب راهی عالی برای کشف نویسندگان جدید است.

there were workshops and readings at the bookfair.

در نمایشگاه کتاب کارگاه‌ها و جلسات سخنرانی برگزار شد.

the bookfair is held annually in the city center.

نمایشگاه کتاب هر سال در مرکز شهر برگزار می‌شود.

volunteers helped organize the events at the bookfair.

داوطلبان در سازماندهی رویدادها در نمایشگاه کتاب کمک کردند.

many schools took students to the bookfair for educational purposes.

مدارس زیادی دانش‌آموزان را برای اهداف آموزشی به نمایشگاه کتاب بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید