bookishnesses

[ایالات متحده]/ˈbʊkɪʃnəsiz/
[بریتانیا]/ˈbʊkɪʃˌnɛsiz/

ترجمه

n. کیفیت بیش از حد فکری یا مطالعه‌ای، که اغلب به حدی می‌رسد که از مردم عادی دور است.

عبارات و ترکیب‌ها

his quiet bookishnesses

خلوص و علاقه او به کتاب‌ها

embracing her bookishnesses

پذیرش علاقه او به کتاب‌ها

جملات نمونه

his bookishnesses often made him seem out of touch with reality.

این علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه اغلب باعث می‌شد او از واقعیت دور به نظر برسد.

she embraced her bookishnesses, finding joy in literature.

او علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه خود را پذیرفت و در ادبیات شادی یافت.

despite their bookishnesses, they were very sociable.

با وجود علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه آن‌ها، آن‌ها بسیار معاشرت‌جو بودند.

the professor's bookishnesses impressed his students.

علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه استاد بر دانشجویانش تأثیر گذاشت.

her bookishnesses made her an excellent researcher.

علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه او باعث شد یک محقق عالی‌المقام باشد.

they teased him for his bookishnesses, but he didn't mind.

آن‌ها به خاطر علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه او مسخره‌اش می‌کردند، اما او مهم نمی‌دانست.

his bookishnesses led him to write a novel.

علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه او باعث شد رمانی بنویسد.

she often felt isolated due to her bookishnesses.

او اغلب به دلیل علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه خود احساس انزوا می‌کرد.

bookishnesses can enrich one's perspective on life.

علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه می‌توانند دیدگاه یک فرد را نسبت به زندگی غنی‌تر کند.

their bookishnesses were evident in their conversations.

علاقه‌مندی‌های کتاب‌پسندانه آن‌ها در مکالماتشان آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید