piles of bookstacks
توده هایی از کتابها
navigate a bookstack
هدایت در میان انبوه کتابها
a precarious bookstack
انبوه کتابهای ناپایدار
clear the bookstack
پاک کردن انبوه کتابها
topple a bookstack
نگه داشتن انبوه کتابها
he organized the bookstack by genre.
او کتابها را بر اساس نوع آنها مرتب کرد.
the bookstack on the desk is getting too high.
کتابهای روی میز خیلی زیاد میشوند.
she found an old novel in the bookstack.
او یک رمان قدیمی را در بین کتابها پیدا کرد.
can you help me sort this bookstack?
میتوانید به من در مرتب کردن این مجموعه کتابها کمک کنید؟
the bookstack fell over during the earthquake.
در اثر زلزله، مجموعه کتابها واژگون شد.
he loves to create a bookstack for his favorite reads.
او عاشق ایجاد مجموعهای از کتابها برای کتابهای مورد علاقهاش است.
a messy bookstack can be distracting while studying.
یک مجموعه کتابهای نامرتب میتواند هنگام مطالعه حواسپرتی ایجاد کند.
we need to donate some books from the bookstack.
ما باید تعدادی از کتابهای موجود در مجموعه کتابها را اهدا کنیم.
the librarian adjusted the bookstack for better access.
متصدی کتابخانه مجموعه کتابها را برای دسترسی بهتر تنظیم کرد.
she carefully added a new book to the bookstack.
او با دقت یک کتاب جدید را به مجموعه کتابها اضافه کرد.
piles of bookstacks
توده هایی از کتابها
navigate a bookstack
هدایت در میان انبوه کتابها
a precarious bookstack
انبوه کتابهای ناپایدار
clear the bookstack
پاک کردن انبوه کتابها
topple a bookstack
نگه داشتن انبوه کتابها
he organized the bookstack by genre.
او کتابها را بر اساس نوع آنها مرتب کرد.
the bookstack on the desk is getting too high.
کتابهای روی میز خیلی زیاد میشوند.
she found an old novel in the bookstack.
او یک رمان قدیمی را در بین کتابها پیدا کرد.
can you help me sort this bookstack?
میتوانید به من در مرتب کردن این مجموعه کتابها کمک کنید؟
the bookstack fell over during the earthquake.
در اثر زلزله، مجموعه کتابها واژگون شد.
he loves to create a bookstack for his favorite reads.
او عاشق ایجاد مجموعهای از کتابها برای کتابهای مورد علاقهاش است.
a messy bookstack can be distracting while studying.
یک مجموعه کتابهای نامرتب میتواند هنگام مطالعه حواسپرتی ایجاد کند.
we need to donate some books from the bookstack.
ما باید تعدادی از کتابهای موجود در مجموعه کتابها را اهدا کنیم.
the librarian adjusted the bookstack for better access.
متصدی کتابخانه مجموعه کتابها را برای دسترسی بهتر تنظیم کرد.
she carefully added a new book to the bookstack.
او با دقت یک کتاب جدید را به مجموعه کتابها اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید