booseys

[ایالات متحده]/buːzi/
[بریتانیا]/boozy/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی دست و پا چلفتی یا awkward، که اغلب به طور طنزآمیز استفاده می‌شود.
adj. توصیف می‌کند چیزی که دست و پا چلفتی یا awkward است.

عبارات و ترکیب‌ها

boosey and breezy

خوشحال و با نشاط

boosey and happy

خوشحال و شاد

feelin' boosey

احساس خوشحالی

جملات نمونه

she always acts a bit boosey when she's had too much to drink.

او معمولاً کمی مست و پر ادعا رفتار می‌کند وقتی که زیاد نوشیده است.

his boosey behavior at the party made everyone laugh.

رفتار مستانه‌اش در مهمانی باعث خنده همه شد.

don't be so boosey; it's only a small celebration.

اینقدر مست نباشید؛ فقط یک جشن کوچک است.

after a few boosey drinks, they started singing loudly.

بعد از چند نوشیدنی مستانه، شروع به خواندن با صدای بلند کردند.

he tends to get boosey and forgetful after a long night out.

او معمولاً بعد از یک شب طولانی بیرون رفتن مست و فراموشکار می‌شود.

her boosey comments during the meeting were quite unexpected.

اظهارات مستانه‌اش در طول جلسه کاملاً غیرمنتظره بود.

it's fun to be a little boosey at times, but know your limits.

گاهی اوقات کمی مست بودن لذت‌بخش است، اما حدود خود را بدانید.

they enjoyed a boosey night filled with laughter and stories.

آنها از یک شب مستانه پر از خنده و داستان لذت بردند.

his boosey attitude made it hard to take him seriously.

حرف‌هایش به دلیل مستی باعث می‌شد نتوان او را جدی گرفت.

after a boosey evening, he woke up with a headache.

بعد از یک شب مستانه، با سردرد از خواب بیدار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید