bootcamp

[ایالات متحده]/ˈbuːt.kæmp/
[بریتانیا]/ˈbuːt.kæmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی یا برنامه‌ای برای آموزش نظامی فشرده برای سربازان جدید؛ یک اردوگاه آموزشی سخت‌گیرانه؛ گاهی اوقات یک اردوگاه کار اجباری یا بازآموزی (در زمینه‌های تاریخی یا خاص)؛ یک دوره کوتاه فشرده برای یادگیری مهارت‌های عملی، به ویژه در زمینه محاسبات (مثلاً کدنویسی)
na.(US, Navy) مرکز آموزش سربازان نیروی دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

coding bootcamp

کمپ دوره کدنویسی

bootcamp training

آموزش دوره بوت کمپ

join a bootcamp

به یک دوره بوت کمپ بپیوندید

bootcamp program

برنامه دوره بوت کمپ

bootcamp graduate

فارغ التحصیل دوره بوت کمپ

bootcamp graduates

فارغ التحصیلان دوره بوت کمپ

bootcamp application

درخواست دوره بوت کمپ

bootcamp prep

آمادگی برای دوره بوت کمپ

bootcamp session

جلسه دوره بوت کمپ

bootcamps worldwide

دوره های بوت کمپ در سراسر جهان

جملات نمونه

i enrolled in a coding bootcamp to switch careers in six months.

من در یک دوره آموزشی برنامه‌نویسی ثبت نام کردم تا ظرف شش ماه شغل خود را تغییر دهم.

she completed a data science bootcamp and landed a junior analyst role.

او یک دوره آموزشی علوم داده را به پایان رساند و به عنوان تحلیلگر ارشد مشغول به کار شد.

our company runs a sales bootcamp for new hires every quarter.

شرکت ما هر سه ماه یکبار یک دوره آموزشی فروش برای استخدام‌های جدید برگزار می‌کند.

he joined a cybersecurity bootcamp to prepare for industry certifications.

او برای آمادگی برای گواهینامه‌های صنعتی در یک دوره آموزشی امنیت سایبری ثبت نام کرد.

the bootcamp curriculum covers javascript, databases, and deployment.

برنامه درسی دوره آموزشی شامل جاوا اسکریپت، پایگاه‌های داده و استقرار است.

during the bootcamp, students build a portfolio of real projects.

در طول دوره آموزشی، دانش‌آموزان مجموعه‌ای از پروژه‌های واقعی را می‌سازند.

they offer an intensive bootcamp with daily standups and code reviews.

آنها یک دوره آموزشی فشرده با جلسات روزانه و بررسی کد ارائه می‌دهند.

after bootcamp graduation, he started applying to frontend developer jobs.

پس از فارغ التحصیلی از دوره آموزشی، شروع به درخواست شغل توسعه‌دهنده فرانت‌اند کرد.

the bootcamp tuition is high, but the scholarship helps a lot.

هزینه تحصیل در دوره آموزشی زیاد است، اما بورسیه کمک زیادی می‌کند.

her bootcamp cohort meets on weekends to practice interview questions.

گروه دوره آموزشی او آخر هفته‌ها برای تمرین سؤالات مصاحبه دور هم جمع می‌شوند.

the bootcamp instructor emphasizes clean code and testing habits.

مربی دوره آموزشی بر کد تمیز و عادت‌های تست تاکید می‌کند.

he chose a remote bootcamp so he could keep his part-time job.

او یک دوره آموزشی از راه دور انتخاب کرد تا بتواند شغل پاره وقت خود را حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید