photobooth
غرفه عکس
phone booth
غرفه تلفن
voting booth
غرفه رایگیری
ticket booth
غرفه بلیط
telephone booth
غرفه تلفن
spray booth
غرفه رنگپاشی
toll booth
غرفه عوارضی
polling booth
غرفه اخذ رای
booth number
شماره غرفه
information booth
غرفه اطلاعات
a projection booth (room)
غرفه پخش (اتاق)
a voting booth; a projection booth.
غرفه رای گیری؛ غرفه پخش.
There're many booths at the exhibition.
غرفه های زیادی در نمایشگاه وجود دارد.
a booth at a tollgate where the toll collector collects tolls.
غرفه ای در یک دروازه عوارضی که جمع کننده عوارض عوارض را جمع آوری می کند.
an information booth staffed by volunteers; hospital volunteers.
غرفه اطلاعات با کارکنان داوطلبان؛ داوطلبان بیمارستان.
Bromic concealed booth can be reduced and restrain the element that urge breast to secrete, and alleviate effectively periodic breast ache and tubercle of abreaction mammary gland.
غرفه پنهان برومی میتواند کاهش یابد و عنصری را که باعث ترشح پستان میشود، مهار کند و به طور موثر درد دورهای پستان و توبولوس سینه را تسکین دهد.
Lincoln was killed by a crackpot actor named John Wilkes Booth who used a small pocket pistol known as a “ Derringer ” for the deed .
لینکلن توسط یک بازیگر دیوانه به نام جان ویلکز بوث که از یک خنجر کوچک جیبی به نام "درینگر" برای انجام این کار استفاده کرد، کشته شد.
6. Lincoln was killed by a crackpot actor named John Wilkes Booth who used a small pocket pistol known as a “ Derringer ” for the deed .
6. لینکلن توسط یک بازیگر دیوانه به نام جان ویلکز بوث که از یک خنجر کوچک جیبی به نام "درینگر" برای انجام این کار استفاده کرد، کشته شد.
Hiking along the purling Lamar River, not far from a den of one of the wolf packs, Ripple walks by a small rise and parts a dense green curtain of booth willows to make a point.
در حالی که از کنار رودخانه Lamar در جریان عبور می کرد، نه خیلی دور از لانه یکی از گروه های گرگ، ریپل از کنار یک تپه کوچک عبور می کند و یک پرده سبز متراکم از درختان willow booth را برای بیان منظور خود از بین می برد.
Two other poses were tried and I emerged from the booth to find photos of me as Indiana Jones, a fireman from Backdraft and a wrestler being strangled in a headlock.
دو حالت دیگر امتحان شد و من از غرفه بیرون آمدم تا عکس هایی از من به عنوان ایندیانا جونز، یک آتش نشان از Backdraft و یک کشتی گیر که در یک قفل سر و گردن خفه می شد، پیدا کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید