borderer

[ایالات متحده]/'bɔːd(ə)rə/
[بریتانیا]/'bɔrdərɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساکن منطقه مرزی - فردی که در یک منطقه مرزی زندگی می‌کند.
Word Forms
جمعborderers

جملات نمونه

intermarriage between Scots and English borderers was officially forbidden during many periods.

ازدواج بین اسکاتلندی‌ها و ساکنان مرز انگلیس در بسیاری از دوره‌ها به طور رسمی ممنوع بود.

All men have their spheres of action, while I alone seem dull and incapable, like a rude borderer. (Thus) I alone am different from other men, but I value the nursing-mother (the Tao).

همه مردان حوزه‌های عمل خود را دارند، در حالی که من تنها کس هستم که خسته و ناتوان به نظر می‌رسم، مانند یک مرزنشین بی‌ادب. (بنابراین) من تنها کسی هستم که با دیگران متفاوتم، اما به مادر شیردهنده (تائو) ارزش قائلم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید