borodino

[ایالات متحده]/bəˈrɒdɪnoʊ/
[بریتانیا]/bor-ə-deen-oh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روستا در روسیه مرکزی اروپا، غرب مسکو. محل یک نبرد بین نیروهای ناپلئون و سربازان روسی که از مسکو در تاریخ 7 سپتامبر 1812 دفاع می کردند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

borodino battlefield

میدان نبرد بورودینو

borodino's legacy

میراث بورودینو

the borodino campaign

کمپین بورودینو

borodino in literature

بورودینو در ادبیات

جملات نمونه

borodino is a famous battle in russian history.

نبرد بورودینو یک نبرد مشهور در تاریخ روسیه است.

the borodino battlefield attracts many tourists.

میدان نبرد بورودینو بسیاری از گردشگران را جذب می کند.

many books have been written about the borodino conflict.

بسیاری از کتاب ها در مورد درگیری بورودینو نوشته شده است.

he visited the borodino museum during his trip.

او در طول سفر خود از موزه بورودینو بازدید کرد.

the borodino anniversary is commemorated each year.

سالگرد بورودینو هر سال گرامی داشت می شود.

she studied the tactics used at borodino.

او تاکتیک های مورد استفاده در بورودینو را مطالعه کرد.

borodino's significance in the napoleonic wars is well-known.

اهمیت بورودینو در جنگ های ناپلئونی به خوبی شناخته شده است.

they held a reenactment of the borodino battle.

آنها یک بازسازی از نبرد بورودینو برگزار کردند.

many soldiers fought bravely at borodino.

بسیاری از سربازان با شجاعت در بورودینو جنگیدند.

the strategy at borodino influenced future military tactics.

استراتژی در بورودینو بر تاکتیک های نظامی آینده تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید