napoleon

[ایالات متحده]/nə'pəuliən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سکه قدیمی فرانسوی (به ارزش ۲۰ فرانک)؛ ناپلئون

عبارات و ترکیب‌ها

Napoleon Bonaparte

نپلیون بناپارت

Napoleonic Wars

جنگ‌های ناپلئونی

Napoleon's exile

تبعید ناپلئون

جملات نمونه

let's take Napoleon, for instance.

بیایید ناپلئون را به عنوان نمونه در نظر بگیریم.

Napoleon's retreat from Moscow

پس‌روی ناپلئون از مسکو

Napoleon was sent into exile on an island.

نپلیون به تبعید به جزیره‌ای فرستاده شد.

a garden built to celebrate Napoleon's many triumphs.

باغی که برای بزرگداشت پیروزی های متعدد ناپلئون ساخته شده است.

He portrayed Napoleon in the play.

او ناپلئون را در نمایش‌نامه به تصویر کشید.

he had been a member of a deputation to Napoleon III.

او عضو یک هیئت‌نمایندگی به ناپلئون سوم بوده است.

The forces of Napoleon were vanquished at Waterloo.

نیروهای ناپلئون در واتلو شکست خوردند.

if Napoleon had had railways at his disposition , he would have been invincible.

اگر ناپلئون راه‌آهن در اختیار داشت، شکست‌ناپذیر می‌شد.

My little grandbaby,Napoleon Picard, is giving a party for Bonnie next week.

نوه کوچکم، ناپلئون پیکارد، هفته آینده برای بونی مهمانی برگزار می‌کند.

John Heder is a twin and he is probably best known as Napoleon Dynamite.

جان هدر یک دوقلو است و احتمالاً بیشتر به عنوان ناپلئون دینامیت شناخته می‌شود.

Historical analogies,as between Napoleon and Hitler,ought not to be carried too far.

قیاس‌های تاریخی، مانند قیاس بین ناپلئون و هیتلر، نباید خیلی دور برد.

We studied the tactics used in Napoleon's day. The day of computer science is well upon us.

ما تاکتیک‌های مورد استفاده در زمان ناپلئون را مطالعه کردیم. دوران علوم کامپیوتر به خوبی فرا رسیده است.

"Un bon croquis vaut mieux qu'un long discours." -- Napoleon Bonaparte (Attributed)("A good sketch is better than a long speech." or "A picture is worth a thousand words."

«یک طرح خوب بهتر از یک سخنرانی طولانی است.» -- ناپلئون بناپارت (نسبت داده شده) (

His project of killing Napoleon, and his calculations of the cabalistic numbers, and of the beast of the Apocalypse struck him now as incomprehensible and positively ludicrous.

طرح او برای کشتن ناپلئون و محاسباتش درباره اعداد کابالیستی و هیولای آخرالزمان اکنون غیرقابل فهم و به طور مثبت مضحک به نظر می رسید.

Percier and Fontaine, Napoleon's architects who designed the Malmaison, creat beyond the facade a warm decor, made of antic marble columns adding beauty to the half moon shaped wood counter.

پرسیه و فونتن، معماران ناپلئون که مالمایسون را طراحی کردند، فراتر از نمای بیرونی، دکوراسیونی گرم ایجاد کردند که از ستون های مرمر باستانی تشکیل شده و زیبایی را به پیشخوان چوبی به شکل نیمه ماه اضافه می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید