boroscope

[ایالات متحده]/bɔːrˈɒskəʊp/
[بریتانیا]/boʊrˈoʊˌskoʊp/

ترجمه

n. دستگاهی که برای بازرسی داخل اشیاء استفاده می‌شود، معمولاً با یک لنز و یک منبع نور.

جملات نمونه

the technician used a boroscope to inspect the engine.

تکنسین از بوروسکوپ برای بازرسی موتور استفاده کرد.

we need a boroscope to look inside the pipeline.

ما به یک بوروسکوپ برای دیدن داخل خط لوله نیاز داریم.

the boroscope revealed a blockage in the duct.

بوروسکوپ یک انسداد در مجرا را نشان داد.

using a boroscope can save time during maintenance.

استفاده از بوروسکوپ می تواند در طول نگهداری در زمان صرفه جویی کند.

the engineer recommended a boroscope for better visibility.

مهندس یک بوروسکوپ را برای دید بهتر توصیه کرد.

he learned how to operate the boroscope effectively.

او یاد گرفت که چگونه به طور موثر از بوروسکوپ استفاده کند.

they conducted a thorough inspection with the boroscope.

آنها یک بازرسی کامل با بوروسکوپ انجام دادند.

the boroscope is essential for non-destructive testing.

بوروسکوپ برای تست غیرمخرب ضروری است.

after the inspection, the boroscope was cleaned and stored.

پس از بازرسی، بوروسکوپ تمیز و نگهداری شد.

she noted the findings from the boroscope examination.

او یافته های حاصل از معاینه بوروسکوپ را یادداشت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید