borshches

[ایالات متحده]/bɔːrʃtʃɪz/
[بریتانیا]/bor-shchiz/

ترجمه

n. نوعی سوپ چغندر، که اغلب سرد سرو می‌شود و با خامه ترش تهیه می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

borshches and dumplings

بورشچ و دامپلینگ

red borshches soup

سوپ بورشچ قرمز

borshches for dinner

بورشچ برای شام

homemade borshches recipe

دستور تهیه بورشچ خانگی

taste of borshches

طعم بورشچ

serve with borshches

با بورشچ سرو کنید

جملات نمونه

many people enjoy borshches during the winter.

بسیاری از مردم از سوپ بورشچه در طول زمستان لذت می برند.

she learned to make traditional borshches from her grandmother.

او یاد گرفت که بورشچه‌های سنتی را از مادربزرگش درست کند.

different regions have their own unique borshches.

مناطق مختلف بورشچه‌های منحصربه‌فرد خود را دارند.

he served borshches at the dinner party.

او بورشچه را در مهمانی شام سرو کرد.

they often have borshches as a starter in their meals.

آنها اغلب بورشچه را به عنوان پیش غذا در وعده غذایی خود سرو می کنند.

vegetarian borshches can be just as delicious.

بورشچ‌های گیاهی می‌توانند به همان اندازه خوشمزه باشند.

learning the history of borshches can be fascinating.

یادگیری در مورد تاریخچه بورشچه ها می تواند جالب باشد.

she added some spices to her borshches for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، ادویه هایی به بورشچه‌های خود اضافه کرد.

homemade borshches are often better than store-bought ones.

بورشچ‌های خانگی اغلب بهتر از بورشچ‌های خریداری شده از مغازه هستند.

he enjoys experimenting with different ingredients in his borshches.

او از آزمایش با مواد مختلف در بورشچ‌های خود لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید