bortsches

[ایالات متحده]/bɔːrtʃɪz/
[بریتانیا]/bɔrˈtʃiz/

ترجمه

n. نوعی سوپ چغندر و کلم.

عبارات و ترکیب‌ها

bortsches and bobs

بورش‌ها و توپ‌ها

bortsches and whatnots

بورش‌ها و چیزهای مختلف

جملات نمونه

bortsches is a traditional dish in eastern europe.

بورشچ یک غذای سنتی در اروپای شرقی است.

many people enjoy bortsches with a dollop of sour cream.

بسیاری از مردم از خوردن بورشچ با یک قاشق خامه ترش لذت می برند.

there are various recipes for making bortsches.

دستور العمل های مختلفی برای تهیه بورشچ وجود دارد.

bortsches can be served hot or cold.

بورشچ را می توان گرم یا سرد سرو کرد.

beets are the main ingredient in traditional bortsches.

چغندر ماده اصلی در بورشچ سنتی است.

in winter, bortsches is a comforting meal.

در زمستان، بورشچ یک غذای دلپذیر است.

people often gather to enjoy bortsches during holidays.

مردم اغلب برای لذت بردن از بورشچ در تعطیلات دور هم جمع می شوند.

cooking bortsches requires patience and care.

پخت بورشچ نیاز به صبر و دقت دارد.

my grandmother taught me how to make bortsches.

مادربزرگم به من یاد داد که چگونه بورشچ درست کنم.

different regions have their own variations of bortsches.

مناطق مختلف، تغییرات خود را از بورشچ دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید