bosches

[ایالات متحده]/bɔʃ; bɔ:ʃ/
[بریتانیا]/bɔʃ; bɔ:ʃ/

ترجمه

n. اصطلاح توهین‌آمیز برای یک فرد آلمانی، به‌ویژه در دوران جنگ جهانی اول.

عبارات و ترکیب‌ها

a bosche mentality

یک طرز فکر بوسکه

جملات نمونه

they installed bosches in the new software.

آنها بوش‌ها را در نرم‌افزار جدید نصب کردند.

we need to discuss the bosches before the meeting.

ما باید قبل از جلسه در مورد بوش‌ها صحبت کنیم.

he is an expert in using bosches for data analysis.

او در استفاده از بوش‌ها برای تجزیه و تحلیل داده‌ها متخصص است.

can you show me how to configure the bosches?

آیا می توانید به من نشان دهید چگونه بوش ها را پیکربندی کنیم؟

they rely on bosches for efficient project management.

آنها برای مدیریت پروژه های کارآمد به بوش ها متکی هستند.

understanding bosches is crucial for this role.

درک بوش‌ها برای این نقش بسیار مهم است.

the team is working on integrating bosches into our system.

تیم در حال کار بر روی ادغام بوش‌ها در سیستم ما است.

she wrote a report on the benefits of using bosches.

او گزارشی در مورد مزایای استفاده از بوش‌ها نوشت.

we will evaluate the performance of the bosches next week.

ما هفته آینده عملکرد بوش‌ها را ارزیابی خواهیم کرد.

they are considering new features for the bosches platform.

آنها در حال بررسی ویژگی های جدید برای پلتفرم بوش هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید