bote

[ایالات متحده]/boʊt/
[بریتانیا]/bot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قایق کوچک و سبک؛ یک تیرک چوبی یا شاخه‌ای که برای حمل چیزی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعbotes

عبارات و ترکیب‌ها

bote someone's side

در کنار کسی بودن

جملات نمونه

he decided to bote his friends for the weekend trip.

او تصمیم گرفت دوستان خود را برای سفر آخر هفته "bote" کند.

let's bote a meeting to discuss the project.

بیایید یک جلسه برای بحث در مورد پروژه "bote" کنیم.

she always tries to bote her schedule with her friends.

او همیشه سعی می کند برنامه خود را با دوستانش "bote" کند.

they plan to bote a dinner to celebrate the promotion.

آنها قصد دارند یک شام برای جشن گرفتن ارتقا "bote" کنند.

can you bote a time for us to chat?

آیا می توانید زمانی برای صحبت کردن با ما "bote" کنید؟

he forgot to bote his appointment with the dentist.

او فراموش کرد قرار ملاقاتش با دندانپزشک را "bote" کند.

we need to bote a date for the conference.

ما باید تاریخی برای کنفرانس "bote" کنیم.

she is good at bote her work and personal life.

او در "bote" کردن کار و زندگی شخصی خود خوب است.

they decided to bote a picnic next saturday.

آنها تصمیم گرفتند یک پیک نیک را شنبه آینده "bote" کنند.

it's important to bote your priorities effectively.

اهمیت دارد که اولویت های خود را به طور موثر "bote" کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید