botnet

[ایالات متحده]/ˈbɒtˌnɛt/
[بریتانیا]/ˈbɑːtˌnɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شبکه از کامپیوترها که با بدافزار آلوده شده و توسط یک حمله‌کننده واحد کنترل می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

botnet attack

حمله بات‌نت

control a botnet

کنترل یک بات‌نت

botnet takedown

متوقف کردن بات‌نت

botnet infrastructure

زیرساخت بات‌نت

join a botnet

به یک بات‌نت بپیوندید

botnet malware

بدافزار بات‌نت

detect a botnet

تشخیص بات‌نت

botnet vulnerability

آسیب‌پذیری بات‌نت

dismantle a botnet

تفكيك یک بات‌نت

botnet commander

فرمانده بات‌نت

جملات نمونه

many cybercriminals use a botnet to launch attacks.

بسیاری از سایبری جنایتکاران از یک بات نت برای راه اندازی حملات استفاده می کنند.

a botnet can control thousands of infected devices.

یک بات نت می تواند هزاران دستگاه آلوده را کنترل کند.

detecting a botnet is crucial for network security.

تشخیص یک بات نت برای امنیت شبکه بسیار مهم است.

botnet attacks often target large organizations.

حملات بات نتی اغلب سازمان های بزرگ را هدف قرار می دهند.

law enforcement agencies are working to dismantle botnets.

نهادهای مجری قانون برای از بین بردن بات نت ها تلاش می کنند.

botnet traffic can overwhelm a website's server.

ترافیک بات نتی می تواند سرور یک وب سایت را تحت فشار قرار دهد.

to protect against botnet threats, use strong passwords.

برای محافظت در برابر تهدیدات بات نتی، از رمزهای عبور قوی استفاده کنید.

researchers study botnets to improve cybersecurity measures.

محققان بات نت ها را برای بهبود اقدامات امنیت سایبری مطالعه می کنند.

botnet operators can rent their networks for malicious purposes.

اپراتورهای بات نت می توانند شبکه های خود را برای اهداف مخرب اجاره دهند.

regular software updates can help prevent botnet infections.

به روز رسانی های منظم نرم افزار می تواند به جلوگیری از آلودگی بات نت کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید