bottle-fed kitten
گربه شیرخوار
bottle-fed babies
نوزادان شیرخوار
being bottle-fed
در حال شیرخواری با شیشه
bottle-fed calf
گوساله شیرخوار
bottle-fed formula
فرمول شیرخوار
bottle-fed lamb
بره شیرخوار
bottle-fed pup
كوچک شیرخوار
bottle-feeding time
زمان شیرخواری با شیشه
bottle-fed piglets
کنجکاوهای شیرخوار
bottle-fed duckling
جوجه اردک شیرخوار
the bottle-fed kitten lapped up the milk eagerly.
گربه شیرخوار با اشتیاق شیر را نوشید.
we adopted a bottle-fed puppy from the animal shelter.
ما یک توله سگ شیرخوار را از سرپناه حیوانات به فرزندی پذیرفتیم.
the bottle-fed lambs followed their mother closely.
بره های شیرخوار مادر خود را از نزدیک دنبال می کردند.
she carefully prepared the formula for the bottle-fed infant.
او با دقت فرمول را برای نوزاد شیرخوار آماده کرد.
the bottle-fed foal struggled to keep up with the herd.
پشتک شیرخوار برای همگام شدن با گروه تلاش می کرد.
many bottle-fed animals require special care and attention.
بسیاری از حیوانات شیرخوار به مراقبت و توجه ویژه ای نیاز دارند.
the veterinarian recommended a specific formula for the bottle-fed cat.
دامپزشک یک فرمول خاص را برای گربه شیرخوار توصیه کرد.
he remembered the feeling of holding a bottle-fed baby.
او احساس در آغوش گرفتن یک نوزاد شیرخوار را به خاطر داشت.
the bottle-fed squirrels were accustomed to human interaction.
سنجاب های شیرخوار به تعامل با انسان ها عادت کرده بودند.
the wildlife rehabilitator nursed the bottle-fed bird back to health.
پرستار حیات وحش پرنده شیرخوار را دوباره به سلامتی بازگرداند.
the bottle-fed hedgehog was vulnerable and needed protection.
خارپشت شیرخوار آسیب پذیر بود و به محافظت نیاز داشت.
bottle-fed kitten
گربه شیرخوار
bottle-fed babies
نوزادان شیرخوار
being bottle-fed
در حال شیرخواری با شیشه
bottle-fed calf
گوساله شیرخوار
bottle-fed formula
فرمول شیرخوار
bottle-fed lamb
بره شیرخوار
bottle-fed pup
كوچک شیرخوار
bottle-feeding time
زمان شیرخواری با شیشه
bottle-fed piglets
کنجکاوهای شیرخوار
bottle-fed duckling
جوجه اردک شیرخوار
the bottle-fed kitten lapped up the milk eagerly.
گربه شیرخوار با اشتیاق شیر را نوشید.
we adopted a bottle-fed puppy from the animal shelter.
ما یک توله سگ شیرخوار را از سرپناه حیوانات به فرزندی پذیرفتیم.
the bottle-fed lambs followed their mother closely.
بره های شیرخوار مادر خود را از نزدیک دنبال می کردند.
she carefully prepared the formula for the bottle-fed infant.
او با دقت فرمول را برای نوزاد شیرخوار آماده کرد.
the bottle-fed foal struggled to keep up with the herd.
پشتک شیرخوار برای همگام شدن با گروه تلاش می کرد.
many bottle-fed animals require special care and attention.
بسیاری از حیوانات شیرخوار به مراقبت و توجه ویژه ای نیاز دارند.
the veterinarian recommended a specific formula for the bottle-fed cat.
دامپزشک یک فرمول خاص را برای گربه شیرخوار توصیه کرد.
he remembered the feeling of holding a bottle-fed baby.
او احساس در آغوش گرفتن یک نوزاد شیرخوار را به خاطر داشت.
the bottle-fed squirrels were accustomed to human interaction.
سنجاب های شیرخوار به تعامل با انسان ها عادت کرده بودند.
the wildlife rehabilitator nursed the bottle-fed bird back to health.
پرستار حیات وحش پرنده شیرخوار را دوباره به سلامتی بازگرداند.
the bottle-fed hedgehog was vulnerable and needed protection.
خارپشت شیرخوار آسیب پذیر بود و به محافظت نیاز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید