formula-fed babies
نوزادانی که با شیر مصنوعی پرورش داده شدهاند
formula-fed infants
نوزادانی که با شیر مصنوعی پرورش داده شدهاند
being formula-fed
پرورش دادن با شیر مصنوعی
formula-fed exclusively
تنها با شیر مصنوعی پرورش دادن
formula-fed child
کودکی که با شیر مصنوعی پرورش داده شدهاست
was formula-fed
با شیر مصنوعی پرورش داده شده بود
formula-fed versus
مقایسه با پرورش دادن با شیر مصنوعی
formula-fed only
تنها با شیر مصنوعی پرورش دادن
formula-fed group
گروهی که با شیر مصنوعی پرورش داده شدهاند
formula-fed diet
رژیم غذایی با شیر مصنوعی
the formula-fed kittens were growing quickly and healthily.
کیتهای تغذیه شده با فرمول به سرعت و به سالمی رشد میکردند.
many parents choose formula-fed options due to scheduling challenges.
بسیاری از والدین به دلیل چالشهای برنامهریزی، گزینههای تغذیه شده با فرمول را انتخاب میکنند.
she carefully measured the formula-fed powder for each feeding.
او به دقت مقدار پودر تغذیه شده با فرمول را برای هر غذا اندازه گرفت.
the pediatrician recommended a specialized formula-fed diet for the baby.
پزشک کودک توصیه کرد که برای نوزاد یک رژیم غذایی ویژه تغذیه شده با فرمول را مصرف کند.
he felt guilty about not being able to breastfeed and opted for formula-fed.
او به دلیل ناکارآمد بودن شیردهی احساس شرم کرد و به جای آن از تغذیه شده با فرمول انتخاب کرد.
the study compared the growth rates of breastfed and formula-fed infants.
این مطالعه نرخ رشد نوزادان شیرده و تغذیه شده با فرمول را با هم مقایسه کرد.
she used a bottle warmer to ensure the formula-fed milk was the right temperature.
او از یک گرمکننده شیشهای استفاده کرد تا مطمئن شود شیر تغذیه شده با فرمول دمای مناسبی دارد.
the formula-fed baby burped loudly after the feeding.
نوزاد تغذیه شده با فرمول پس از غذا با صدای بلند گاز گرفت.
they researched different brands of formula-fed milk before making a decision.
قبل از تصمیم گیری، آنها برندهای مختلف شیر تغذیه شده با فرمول را مورد بررسی قرار دادند.
the nursery stocked a variety of formula-fed options for the parents.
مهد کودک انواع گزینههای تغذیه شده با فرمول را برای والدین آماده کرده بود.
the baby was consistently formula-fed every three hours.
نوزاد به طور مداوم هر سه ساعت یک بار تغذیه شده با فرمول میخورد.
formula-fed babies
نوزادانی که با شیر مصنوعی پرورش داده شدهاند
formula-fed infants
نوزادانی که با شیر مصنوعی پرورش داده شدهاند
being formula-fed
پرورش دادن با شیر مصنوعی
formula-fed exclusively
تنها با شیر مصنوعی پرورش دادن
formula-fed child
کودکی که با شیر مصنوعی پرورش داده شدهاست
was formula-fed
با شیر مصنوعی پرورش داده شده بود
formula-fed versus
مقایسه با پرورش دادن با شیر مصنوعی
formula-fed only
تنها با شیر مصنوعی پرورش دادن
formula-fed group
گروهی که با شیر مصنوعی پرورش داده شدهاند
formula-fed diet
رژیم غذایی با شیر مصنوعی
the formula-fed kittens were growing quickly and healthily.
کیتهای تغذیه شده با فرمول به سرعت و به سالمی رشد میکردند.
many parents choose formula-fed options due to scheduling challenges.
بسیاری از والدین به دلیل چالشهای برنامهریزی، گزینههای تغذیه شده با فرمول را انتخاب میکنند.
she carefully measured the formula-fed powder for each feeding.
او به دقت مقدار پودر تغذیه شده با فرمول را برای هر غذا اندازه گرفت.
the pediatrician recommended a specialized formula-fed diet for the baby.
پزشک کودک توصیه کرد که برای نوزاد یک رژیم غذایی ویژه تغذیه شده با فرمول را مصرف کند.
he felt guilty about not being able to breastfeed and opted for formula-fed.
او به دلیل ناکارآمد بودن شیردهی احساس شرم کرد و به جای آن از تغذیه شده با فرمول انتخاب کرد.
the study compared the growth rates of breastfed and formula-fed infants.
این مطالعه نرخ رشد نوزادان شیرده و تغذیه شده با فرمول را با هم مقایسه کرد.
she used a bottle warmer to ensure the formula-fed milk was the right temperature.
او از یک گرمکننده شیشهای استفاده کرد تا مطمئن شود شیر تغذیه شده با فرمول دمای مناسبی دارد.
the formula-fed baby burped loudly after the feeding.
نوزاد تغذیه شده با فرمول پس از غذا با صدای بلند گاز گرفت.
they researched different brands of formula-fed milk before making a decision.
قبل از تصمیم گیری، آنها برندهای مختلف شیر تغذیه شده با فرمول را مورد بررسی قرار دادند.
the nursery stocked a variety of formula-fed options for the parents.
مهد کودک انواع گزینههای تغذیه شده با فرمول را برای والدین آماده کرده بود.
the baby was consistently formula-fed every three hours.
نوزاد به طور مداوم هر سه ساعت یک بار تغذیه شده با فرمول میخورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید