bottler

[ایالات متحده]/ˈbɒtlər/
[بریتانیا]/ˈbɑːtələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که مایع را در بطری می‌کند یا ماشینی که این کار را انجام می‌دهد؛ شخصی که چیزها را در بطری می‌گذارد، به‌ویژه شراب.
Word Forms
جمعbottlers

عبارات و ترکیب‌ها

become a bottler

تبدیل شدن به یک بطال

bottler of ideas

بطال ایده ها

reach a bottler

رسیدن به یک بطال

bottler for success

بطال برای موفقیت

break the bottler

شکستن بطال

bottler of progress

بطال پیشرفت

overcome the bottler

غلبه بر بطال

bottler in demand

بطال مورد تقاضا

find the bottler

پیدا کردن بطال

جملات نمونه

the bottler is responsible for packaging the beverages.

تولیدکننده مسئول بسته‌بندی نوشیدنی‌ها است.

our company hired a new bottler to increase production efficiency.

شرکت ما یک تولیدکننده جدید استخدام کرد تا کارایی تولید را افزایش دهد.

the bottler must ensure the quality of the products.

تولیدکننده باید از کیفیت محصولات اطمینان حاصل کند.

she worked as a bottler in a local soft drink factory.

او به عنوان تولیدکننده در یک کارخانه نوشابه محلی کار می‌کرد.

the bottler uses advanced machinery to fill the bottles.

تولیدکننده از ماشین‌آلات پیشرفته برای پر کردن بطری‌ها استفاده می‌کند.

they are looking for a skilled bottler with experience.

آنها به دنبال یک تولیدکننده ماهر با تجربه هستند.

the bottler checks for leaks before sealing the bottles.

تولیدکننده قبل از آب بندی بطری‌ها، به دنبال نشتی می‌گردد.

as a bottler, attention to detail is crucial.

به عنوان یک تولیدکننده، توجه به جزئیات بسیار مهم است.

the bottler's job involves both manual and machine work.

کار تولیدکننده شامل هم کار دستی و هم کار ماشینی است.

many bottlers work overtime during peak production seasons.

بسیاری از تولیدکنندگان در طول فصول اوج تولید اضافه کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید