bottomless

[ایالات متحده]/'bɒtəmlɪs/
[بریتانیا]/'bɑtəmləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌پایان، غیرقابل درک، بسیار عمیق و غیرقابل فهم.

عبارات و ترکیب‌ها

bottomless pit

چاه بی‌پایان

bottomless drinks

نوشیدنی‌های نامحدود

bottomless ocean

اقیانوس بی‌پایان

جملات نمونه

a bottomless supply of money.

یک منبع بی‌پایان پول

a bottomless glacier lake.

یک دریاچه یخچال طبیعی بی‌پایان

I don't have a bottomless pit of money.

من یک گودال بی‌پایان پول ندارم.

one of the bottomless mysteries of life.

یکی از اسرار بی‌پایان زندگی

There isn’t a bottomless pit of money for public spending.

گودال بی‌پایانی برای هزینه‌های دولتی وجود ندارد.

the bottomless pit of his sorrow

گودال بی‌پایان غم و اندوه او

the cold dark sea in whose bottomless depths monsters swam.

دریاچه سرد و تاریک که در اعماق بی‌پایان آن هیولاها شنا می‌کردند.

Key pawning your tear backfall fault right and wrong, the heart being me is exchanged having entered a bottomless abyss.

کلید گروگان گرفتن اشک شما، بازگشت، گناه، درست و غلط، قلب من مبادله شده است، زیرا وارد یک پرتگاه بی‌پایان شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید