bottomless pit
چاه بیپایان
bottomless drinks
نوشیدنیهای نامحدود
bottomless ocean
اقیانوس بیپایان
a bottomless supply of money.
یک منبع بیپایان پول
a bottomless glacier lake.
یک دریاچه یخچال طبیعی بیپایان
I don't have a bottomless pit of money.
من یک گودال بیپایان پول ندارم.
one of the bottomless mysteries of life.
یکی از اسرار بیپایان زندگی
There isn’t a bottomless pit of money for public spending.
گودال بیپایانی برای هزینههای دولتی وجود ندارد.
the bottomless pit of his sorrow
گودال بیپایان غم و اندوه او
the cold dark sea in whose bottomless depths monsters swam.
دریاچه سرد و تاریک که در اعماق بیپایان آن هیولاها شنا میکردند.
Key pawning your tear backfall fault right and wrong, the heart being me is exchanged having entered a bottomless abyss.
کلید گروگان گرفتن اشک شما، بازگشت، گناه، درست و غلط، قلب من مبادله شده است، زیرا وارد یک پرتگاه بیپایان شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید