french boulangerie
نانسري فرانسوي
visit boulangerie
بازدید از نانسرى
boulangerie bread
نان نانسرى
local boulangerie
نانسري محلي
boulangerie scents
رايحه هاى نانسرى
find boulangerie
پيدا کردن نانسرى
love boulangerie
عشق به نانسرى
enter boulangerie
ورود به نانسرى
near boulangerie
نزديك نانسرى
i love visiting the boulangerie for fresh pastries.
من عاشق بازدید از نانوایی برای شیرینی های تازه هستم.
the boulangerie opens early in the morning.
نانوایی صبح زود باز می شود.
she bought a baguette from the local boulangerie.
او یک باگت از نانوایی محلی خرید.
we often have breakfast at the boulangerie.
ما اغلب صبحانه را در نانوایی میل می کنیم.
the boulangerie offers a variety of breads.
نانوایی انواع نان ارائه می دهد.
he works as a baker in a small boulangerie.
او به عنوان نانساز در یک نانوایی کوچک کار میکند.
they have the best croissants at that boulangerie.
آنها بهترین کروسان ها را در آن نانوایی دارند.
on weekends, the boulangerie is always crowded.
در آخر هفته ها، نانوایی همیشه شلوغ است.
she enjoys trying new recipes from the boulangerie.
او از امتحان دستور العمل های جدید از نانوایی لذت می برد.
the aroma of fresh bread fills the boulangerie.
بوی نان تازه نانوایی را پر می کند.
french boulangerie
نانسري فرانسوي
visit boulangerie
بازدید از نانسرى
boulangerie bread
نان نانسرى
local boulangerie
نانسري محلي
boulangerie scents
رايحه هاى نانسرى
find boulangerie
پيدا کردن نانسرى
love boulangerie
عشق به نانسرى
enter boulangerie
ورود به نانسرى
near boulangerie
نزديك نانسرى
i love visiting the boulangerie for fresh pastries.
من عاشق بازدید از نانوایی برای شیرینی های تازه هستم.
the boulangerie opens early in the morning.
نانوایی صبح زود باز می شود.
she bought a baguette from the local boulangerie.
او یک باگت از نانوایی محلی خرید.
we often have breakfast at the boulangerie.
ما اغلب صبحانه را در نانوایی میل می کنیم.
the boulangerie offers a variety of breads.
نانوایی انواع نان ارائه می دهد.
he works as a baker in a small boulangerie.
او به عنوان نانساز در یک نانوایی کوچک کار میکند.
they have the best croissants at that boulangerie.
آنها بهترین کروسان ها را در آن نانوایی دارند.
on weekends, the boulangerie is always crowded.
در آخر هفته ها، نانوایی همیشه شلوغ است.
she enjoys trying new recipes from the boulangerie.
او از امتحان دستور العمل های جدید از نانوایی لذت می برد.
the aroma of fresh bread fills the boulangerie.
بوی نان تازه نانوایی را پر می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید