boulangerie

[ایالات متحده]/buːləˈnʒɛri/
[بریتانیا]/boo-luhn-zher-ee/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نانوایی فرانسوی.

عبارات و ترکیب‌ها

french boulangerie

نانسري فرانسوي

visit boulangerie

بازدید از نانسرى

boulangerie bread

نان نانسرى

local boulangerie

نانسري محلي

boulangerie scents

رايحه هاى نانسرى

find boulangerie

پيدا کردن نانسرى

love boulangerie

عشق به نانسرى

enter boulangerie

ورود به نانسرى

near boulangerie

نزديك نانسرى

جملات نمونه

i love visiting the boulangerie for fresh pastries.

من عاشق بازدید از نانوایی برای شیرینی های تازه هستم.

the boulangerie opens early in the morning.

نانوایی صبح زود باز می شود.

she bought a baguette from the local boulangerie.

او یک باگت از نانوایی محلی خرید.

we often have breakfast at the boulangerie.

ما اغلب صبحانه را در نانوایی میل می کنیم.

the boulangerie offers a variety of breads.

نانوایی انواع نان ارائه می دهد.

he works as a baker in a small boulangerie.

او به عنوان نان‌ساز در یک نانوایی کوچک کار می‌کند.

they have the best croissants at that boulangerie.

آنها بهترین کروسان ها را در آن نانوایی دارند.

on weekends, the boulangerie is always crowded.

در آخر هفته ها، نانوایی همیشه شلوغ است.

she enjoys trying new recipes from the boulangerie.

او از امتحان دستور العمل های جدید از نانوایی لذت می برد.

the aroma of fresh bread fills the boulangerie.

بوی نان تازه نانوایی را پر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید