bounties

[ایالات متحده]/ˈbaʊntɪz/
[بریتانیا]/ˈbaʊntiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پاداش‌هایی که برای دستگیری یا کشتن یک نفر یا حیوان، یا برای انجام یک کار خاص ارائه می‌شوند؛ سخاوت؛ ولخرجی.

عبارات و ترکیب‌ها

bounties offered

جوایز ارائه شده

bounty hunter

شکارچی جایزه

bounty program

برنامه جایزه

bounties paid

جوایز پرداخت شده

bounties placed

جوایزی که قرار داده شده اند

seek bounties

به دنبال جایزه

claim bounties

ادعای جایزه

bounties list

لیست جایزه

put up bounties

قرار دادن جایزه

reward bounties

جوایز جایزه

جملات نمونه

the farmer collected the bounties of his harvest.

کشاورز دستاوردهای برداشت خود را جمع آوری کرد.

many animals benefit from the bounties of nature.

بسیاری از حیوانات از مواهب طبیعت بهره مند می شوند.

she was grateful for the bounties of friendship.

او برای مواهب دوستی سپاسگزار بود.

the bounties of the sea provide food for many.

مواهد دریا غذا را برای بسیاری فراهم می کند.

he shared the bounties of his success with his team.

او دستاوردهای موفقیت خود را با تیمش به اشتراک گذاشت.

we celebrated the bounties of the season with a feast.

ما با یک جشن، مواهب فصل را جشن گرفتیم.

the bounties of the land were plentiful this year.

مواهد زمین امسال فراوان بود.

they enjoyed the bounties of the festival together.

آنها با هم از مواهب جشنواره لذت بردند.

his garden was filled with the bounties of summer.

باغ او با مواهب تابستان پر شده بود.

the bounties of the earth sustain all living creatures.

مواهد زمین تمام موجودات زنده را حفظ می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید