bowhead

[ایالات متحده]/baʊˈhɛd/
[بریتانیا]/bau hed/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نهنگی بزرگ با سر قوسی مشخص؛ نهنگ کماندار (Balaena mysticetus).
Word Forms
جمعbowheads

عبارات و ترکیب‌ها

bowhead whale

نهنگ سرمی

bowhead stock

ذخیره نهنگ سرمی

bowhead hunt

شکار نهنگ سرمی

bowhead age

سن نهنگ سرمی

bowhead size

اندازه نهنگ سرمی

bowhead habitat

زیستگاه نهنگ سرمی

bowhead food

غذاي نهنگ سرمي

bowhead threats

تهدیدات برای نهنگ سرمی

bowhead migration

مهاجرت نهنگ سرمی

جملات نمونه

the bowhead whale is known for its large head.

نهنگ قطبی به دلیل سر بزرگش شناخته شده است.

bowhead whales can live for over 200 years.

نهنگ‌های قطبی می‌توانند بیش از 200 سال عمر کنند.

scientists study bowhead whales to understand arctic ecosystems.

دانشمندان نهنگ‌های قطبی را برای درک اکوسیستم‌های قطبی مطالعه می‌کنند.

bowhead whales have a unique feeding technique.

نهنگ‌های قطبی یک تکنیک تغذیه منحصر به فرد دارند.

the bowhead's baleen plates filter tiny organisms from the water.

صفحات بالین نهنگ قطبی، موجودات ریز را از آب فیلتر می‌کنند.

bowhead whales migrate seasonally in search of food.

نهنگ‌های قطبی به طور فصلی به دنبال غذا مهاجرت می‌کنند.

conservation efforts are crucial for bowhead whale populations.

تلاش‌های حفاظتی برای جمعیت نهنگ‌های قطبی بسیار مهم است.

bowhead whales are primarily found in arctic and sub-arctic waters.

نهنگ‌های قطبی عمدتاً در آب‌های قطب شمال و شبه قطب یافت می‌شوند.

the bowhead whale's population has been recovering in recent years.

جمعیت نهنگ‌های قطبی در سال‌های اخیر در حال بهبود بوده است.

bowhead whales are often spotted during whale-watching tours.

نهنگ‌های قطبی اغلب در طول تورهای تماشای نهنگ دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید