bowsing

[ایالات متحده]/baʊs/
[بریتانیا]/bauz/

ترجمه

v. با استفاده از طناب، کابل یا ابزار مشابه کشیدن یا بالا کشیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

bowse around

جستجو در اطراف

bowse online

جستجوی آنلاین

bowse through

جستجو در میان

bowse for info

جستجو برای اطلاعات

bowse the web

جستجو در وب

جملات نمونه

he decided to bowse through the bookstore for some new novels.

او تصمیم گرفت برای یافتن رمان‌های جدید در کتابفروشی جستجو کند.

she loves to bowse around the market on weekends.

او عاشق گشت و گذار در بازار آخر هفته‌هاست.

they bowse through the internet for the best travel deals.

آنها برای یافتن بهترین معاملات سفر در اینترنت جستجو می‌کنند.

after dinner, we will bowse the local shops.

بعد از شام، ما فروشگاه‌های محلی را جستجو خواهیم کرد.

he likes to bowse through the park to clear his mind.

او دوست دارد برای آرام کردن ذهن خود در پارک جستجو کند.

on her day off, she prefers to bowse around the city.

در روز تعطیل خود، او ترجیح می‌دهد در شهر گشت و گذار کند.

we spent the afternoon bowseing through the art gallery.

ما بعد از ظهر را در گالری هنری جستجو کردیم.

he often bowse through old records at the flea market.

او اغلب در بازار دست دوم رکوردها جستجو می‌کند.

she likes to bowse through fashion blogs for inspiration.

او دوست دارد برای الهام گرفتن در وبلاگ‌های مد جستجو کند.

they bowse through the menu before making a decision.

آنها قبل از تصمیم‌گیری منو را جستجو می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید