visit

[ایالات متحده]/'vɪzɪt/
[بریتانیا]/'vɪzɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بازدید؛ رفتن به دیدن یک شخص یا مکان برای یک هدف خاص، مانند دیدن مناظر یا اقامت کوتاه
vt. رفتن به دیدن (کسی) برای یک هدف خاص، مانند دیدن مناظر یا بازرسی
vi. رفتن به دیدن کسی یا مکانی برای یک هدف خاص، مانند اقامت کوتاه یا داشتن یک گفتگوی غیررسمی

عبارات و ترکیب‌ها

visit a friend

بازدید از دوست

visit a museum

بازدید از موزه

visit a website

بازدید از وب سایت

visit a doctor

بازدید از پزشک

pay a visit

بازدید کردن

visit with

دیدار با

state visit

بازدید دولتی

official visit

بازدید رسمی

visit on

بازدید در

return visit

بازدید برگشتی

on a visit

در حین بازدید

site visit

بازدید از محل

have a visit

دیدار کردن

an official visit

بازدید رسمی

home visit

بازدید منزل

personal visit

بازدید شخصی

inspection visit

بازدید بازرسی

make a visit

بازدید کردن

جملات نمونه

a visit to the doctor.

بازدید از پزشک

a visit to a foreign clan.

بازدید از یک قبیله خارجی.

that visit was strictly business.

آن بازدید صرفاً کاری بود.

Idread a visit to the dentist.

من از ملاقات با دندانپزشک می‌ترسم.

visit with one's friend

دیدار با دوست

the right of visit and search

حق بازدید و جستجو

visit the sick and dying.

از بیماران و در حال مرگ دیدار کنید.

a recent visit to the city

یک بازدید اخیر از شهر

He will visit an invalid.

او از یک بیمار ملاقات خواهد کرد.

They are visiting in that city.

آنها در حال بازدید از آن شهر هستند.

my first visit to Africa.

اولین سفر من به آفریقا.

salespeople visiting their accounts.

بازاریابانی که از حساب‌های خود بازدید می‌کنند.

visits the bank on Fridays.

در روزهای جمعه به بانک می‌رود.

نمونه‌های واقعی

'What nonsense, Jane, rushing off to visit an old lady who has never loved you!

چه چرندی، جین، عجله کردن برای دیدن یک خانم پیر که هرگز شما را دوست نداشته است!

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Love said she loves the virtual visits.

الویس گفت که از ملاقات‌های مجازی خوشش می‌آید.

منبع: VOA Special April 2019 Collection

I, Sirius Black, Harry Potter's godfather, hereby give him permission to visit Hogsmeade at weekends.

من، سیریوس بلک، پدرخوانده هری پاتر، بدین وسیله اجازه می‌دهم که آخر هفته‌ها از هاگزمیید دیدن کند.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Hope your visit to New York was productive.

امیدوارم سفر شما به نیویورک ثمربخش بوده باشد.

منبع: Mad Men

The delegation decided to prolong their visit by two weeks.

نمایندگی تصمیم گرفتند مدت اقامت خود را دو هفته تمدید کنند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

And what it should be, visited. Visited.

و قرار است چه شود، بازدید شده. بازدید شده.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

How long will you be visiting earth?

چقدر روی زمین وقت خواهید گذراند؟

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

An old friend paid Adam a visit.

یک دوست قدیمی به دیدن آدم رفت.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Maybe we pay the farmer a visit.

شاید ما به دیدن کشاورز برویم.

منبع: Billions Season 1

(" Would it help if we visited her? " )

(" آیا کمک می‌کند اگر به دیدن او برویم؟ ")

منبع: The Early Sessions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید