boxfish

[ایالات متحده]/ˈbɒksfɪʃ/
[بریتانیا]/ˈbɑːksfɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی استخوانی که در آب‌های گرمسیری یافت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

boxfish tank

تانک ماهی باکس

see boxfish

تماشای ماهی باکس

boxfish scales

ترازوهای ماهی باکس

catch boxfish

گرفتن ماهی باکس

boxfish swim

ماهی باکس شنا می کند

feed boxfish

تغذیه ماهی باکس

جملات نمونه

the boxfish is known for its unique shape.

ماهی باکس برای شکل منحصر به فردش شناخته شده است.

boxfish can be found in tropical waters.

ماهی باکس را می توان در آب های استوایی یافت.

many divers are fascinated by the boxfish.

غواصان زیادی از ماهی باکس مجذوب هستند.

the boxfish has a hard, bony exterior.

ماهی باکس دارای یک قسمت بیرونی سخت و استخوانی است.

boxfish are often brightly colored.

ماهی باکس اغلب رنگارنگ هستند.

some species of boxfish are toxic when threatened.

برخی از گونه های ماهی باکس در صورت تهدید سمی هستند.

boxfish swim slowly and gracefully.

ماهی باکس به آرامی و با ظرافت شنا می کنند.

people enjoy watching boxfish in aquariums.

افراد از تماشای ماهی باکس در آکواریوم لذت می برند.

the boxfish's body is covered in small scales.

بدن ماهی باکس با فلس های کوچک پوشیده شده است.

researchers study boxfish to learn about marine life.

محققان ماهی باکس را برای کسب اطلاعات در مورد حیات دریایی مطالعه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید