boycotter group
گروه تحریم کننده
active boycotter
تحریم کننده فعال
boycotter action
اقدام تحریم کننده
loyal boycotter
تحریم کننده وفادار
boycotter list
لیست تحریم کنندگان
boycotter voice
صدای تحریم کنندگان
lead boycotter
رهبر تحریم کنندگان
boycotter cause
علت تحریم کنندگان
known boycotter
تحریم کننده شناخته شده
boycotter rally
همایش تحریم کنندگان
the boycotter refused to support the company's unethical practices.
مخالف آنلاين از حمایت از شیوههای غیراخلاقی شرکت امتناع کرد.
many boycotters gathered to protest against the new law.
بسیاری از مخالفان برای اعتراض به قانون جدید گرد هم آمدند.
the boycotter's actions sparked a nationwide movement.
اقدامات مخالف آنلاين باعث ایجاد یک جنبش سراسری شد.
as a boycotter, she felt it was her duty to stand up for justice.
به عنوان یک مخالف آنلاين، او احساس کرد که وظیفهاش ایستادن برای عدالت است.
the boycotter wrote an open letter to express his concerns.
مخالف آنلاين یک نامه باز نوشت تا نگرانیهای خود را بیان کند.
boycotters often use social media to spread their message.
مخالفان اغلب از رسانههای اجتماعی برای انتشار پیام خود استفاده میکنند.
the boycotter encouraged others to join the cause.
مخالف آنلاين دیگران را به پیوستن به این هدف تشویق کرد.
being a boycotter requires commitment and perseverance.
مخالف بودن نیاز به تعهد و پشتکار دارد.
boycotters believe that their actions can lead to change.
مخالفان معتقدند که اقدامات آنها میتواند منجر به تغییر شود.
the boycotter faced backlash for her controversial stance.
مخالف آنلاين به دلیل موضع بحثبرانگیزش با واکنش منفی روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید