boycotters

[ایالات متحده]/ˈbɔɪkɒtə(r)/
[بریتانیا]/ˈbɑɪˌkɑːtər/

ترجمه

n. فردی که در تحریم شرکت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

boycotter group

گروه تحریم کننده

active boycotter

تحریم کننده فعال

boycotter action

اقدام تحریم کننده

loyal boycotter

تحریم کننده وفادار

boycotter list

لیست تحریم کنندگان

boycotter voice

صدای تحریم کنندگان

lead boycotter

رهبر تحریم کنندگان

boycotter cause

علت تحریم کنندگان

known boycotter

تحریم کننده شناخته شده

boycotter rally

همایش تحریم کنندگان

جملات نمونه

the boycotter refused to support the company's unethical practices.

مخالف آنلاين از حمایت از شیوه‌های غیراخلاقی شرکت امتناع کرد.

many boycotters gathered to protest against the new law.

بسیاری از مخالفان برای اعتراض به قانون جدید گرد هم آمدند.

the boycotter's actions sparked a nationwide movement.

اقدامات مخالف آنلاين باعث ایجاد یک جنبش سراسری شد.

as a boycotter, she felt it was her duty to stand up for justice.

به عنوان یک مخالف آنلاين، او احساس کرد که وظیفه‌اش ایستادن برای عدالت است.

the boycotter wrote an open letter to express his concerns.

مخالف آنلاين یک نامه باز نوشت تا نگرانی‌های خود را بیان کند.

boycotters often use social media to spread their message.

مخالفان اغلب از رسانه‌های اجتماعی برای انتشار پیام خود استفاده می‌کنند.

the boycotter encouraged others to join the cause.

مخالف آنلاين دیگران را به پیوستن به این هدف تشویق کرد.

being a boycotter requires commitment and perseverance.

مخالف بودن نیاز به تعهد و پشتکار دارد.

boycotters believe that their actions can lead to change.

مخالفان معتقدند که اقدامات آنها می‌تواند منجر به تغییر شود.

the boycotter faced backlash for her controversial stance.

مخالف آنلاين به دلیل موضع بحث‌برانگیزش با واکنش منفی روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید