boyfriends

[ایالات متحده]/bɔɪˈfrɛndz/
[بریتانیا]/bɔɪˈfrɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرکای مرد زنان در روابط عاشقانه؛ معشوقه‌های زنان

عبارات و ترکیب‌ها

have boyfriends

داشتن دوست پسر

many boyfriends

دوست پسر زیاد

new boyfriends

دوست پسر جدید

ex-boyfriends

دوست پسر سابق

old boyfriends

دوست پسر قدیمی

bad boyfriends

دوست پسر بد

good boyfriends

دوست پسر خوب

different boyfriends

دوست پسر متفاوت

best boyfriends

بهترین دوست پسر

جملات نمونه

she has several boyfriends at the same time.

او همزمان با چند دوست پسر رابطه دارد.

my boyfriends always support my decisions.

دوست پسرهای من همیشه از تصمیمات من حمایت می‌کنند.

they are planning to meet each other's boyfriends.

آنها قصد دارند با دوست پسران یکدیگر ملاقات کنند.

her boyfriends often surprise her with gifts.

دوست پسرانش اغلب با هدیه او را غافلگیر می‌کنند.

many boyfriends enjoy watching movies together.

بسیاری از دوست پسرها از تماشای فیلم با هم لذت می‌برند.

do you think boyfriends should share their feelings?

به نظر شما آیا دوست پسرها باید احساسات خود را به اشتراک بگذارند؟

some boyfriends are very romantic.

برخی از دوست پسرها بسیار رمانتیک هستند.

her boyfriends often take her out for dinner.

دوست پسرانش اغلب او را برای شام بیرون می‌برند.

boyfriends should respect each other's privacy.

دوست پسرها باید به حریم خصوصی یکدیگر احترام بگذارند.

it's important for boyfriends to communicate openly.

برای دوست پسرها مهم است که به طور آشکارا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید