those bozos
اینها آدمهای باهوش
calling bozos
تماس با آدمهای باهوش
full of bozos
پر از آدمهای باهوش
avoid bozos
از آدمهای باهوش پرهیز کن
dealing with bozos
تعامل با آدمهای باهوش
bozos everywhere
آدمهای باهوش در هر جا
ignore bozos
آدمهای باهوش را نادیده بگیر
bunch of bozos
گروهی از آدمهای باهوش
labeling bozos
چاپلیسی کردن آدمهای باهوش
real bozos
آدمهای باهوش واقعی
the marketing team was full of bozos who couldn't grasp the core concept.
تیم بازاریابی پر از افراد بیکار و ناتوان در درک مفهوم اصلی بود.
we need to weed out the bozos and hire some competent professionals.
باید این افراد بیکار را حذف کرده و برخی متخصصان ماهر استخدام کنیم.
don't listen to those bozos; they clearly don't know what they're talking about.
به این افراد بیکار گوش نده، آشکارا نمیدانند که در مورد چه چیزی صحبت میکنند.
the project failed because of a bunch of bozos making poor decisions.
پروژه به دلیل گروهی از افراد بیکار که تصمیمات بد گرفتند، شکست خورده است.
i'm surrounded by bozos who can't even operate a simple machine.
من به اطرافم افراد بیکاری دارم که حتی یک ماشین ساده را نمیتوانند به کار بگیرند.
the board of directors included several bozos with no business experience.
هیئت مدیره شامل چند نفر از افراد بیکار بدون تجربه کسب و کار بود.
it's frustrating dealing with so many bozos in customer service.
تعامل با این تعداد زیادی از افراد بیکار در خدمات مشتریان خسته کننده است.
the politicians are often portrayed as bozos in satirical cartoons.
سیاستمداران اغلب در کارتونهای ساتیریک به عنوان افراد بیکار نمایش داده میشوند.
he called his colleagues bozos after their disastrous presentation.
پس از ارائهای که فاجعهآمیز بود، او همکارانش را افراد بیکار نامید.
the company is run by a group of bozos with outdated ideas.
شرکت توسط یک گروه از افراد بیکار با ایدههای منسوخ اداره میشود.
we need to protect ourselves from these bozos and their ridiculous schemes.
باید خودمان را از این افراد بیکار و طرحهای بیمورد آنها حفظ کنیم.
those bozos
اینها آدمهای باهوش
calling bozos
تماس با آدمهای باهوش
full of bozos
پر از آدمهای باهوش
avoid bozos
از آدمهای باهوش پرهیز کن
dealing with bozos
تعامل با آدمهای باهوش
bozos everywhere
آدمهای باهوش در هر جا
ignore bozos
آدمهای باهوش را نادیده بگیر
bunch of bozos
گروهی از آدمهای باهوش
labeling bozos
چاپلیسی کردن آدمهای باهوش
real bozos
آدمهای باهوش واقعی
the marketing team was full of bozos who couldn't grasp the core concept.
تیم بازاریابی پر از افراد بیکار و ناتوان در درک مفهوم اصلی بود.
we need to weed out the bozos and hire some competent professionals.
باید این افراد بیکار را حذف کرده و برخی متخصصان ماهر استخدام کنیم.
don't listen to those bozos; they clearly don't know what they're talking about.
به این افراد بیکار گوش نده، آشکارا نمیدانند که در مورد چه چیزی صحبت میکنند.
the project failed because of a bunch of bozos making poor decisions.
پروژه به دلیل گروهی از افراد بیکار که تصمیمات بد گرفتند، شکست خورده است.
i'm surrounded by bozos who can't even operate a simple machine.
من به اطرافم افراد بیکاری دارم که حتی یک ماشین ساده را نمیتوانند به کار بگیرند.
the board of directors included several bozos with no business experience.
هیئت مدیره شامل چند نفر از افراد بیکار بدون تجربه کسب و کار بود.
it's frustrating dealing with so many bozos in customer service.
تعامل با این تعداد زیادی از افراد بیکار در خدمات مشتریان خسته کننده است.
the politicians are often portrayed as bozos in satirical cartoons.
سیاستمداران اغلب در کارتونهای ساتیریک به عنوان افراد بیکار نمایش داده میشوند.
he called his colleagues bozos after their disastrous presentation.
پس از ارائهای که فاجعهآمیز بود، او همکارانش را افراد بیکار نامید.
the company is run by a group of bozos with outdated ideas.
شرکت توسط یک گروه از افراد بیکار با ایدههای منسوخ اداره میشود.
we need to protect ourselves from these bozos and their ridiculous schemes.
باید خودمان را از این افراد بیکار و طرحهای بیمورد آنها حفظ کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید