braced for impact
آماده برای برخورد
brace oneself
خود را آماده کن
braced against
در برابر...
braced for change
آماده برای تغییر
brace the storm
طوفان را مهار کن
braced for battle
آماده برای نبرد
braced the odds
شانسها را مهار کرد
braced themselves
خود را آماده کردند
braced tightly
به شدت محکم شده
she braced herself for the impact of the news.
او خود را برای تاثیر اخبار آماده کرد.
he braced the door against the strong wind.
او در را در برابر باد شدید محکم کرد.
they braced for the worst during the storm.
آنها خود را برای بدترین حالت در طول طوفان آماده کردند.
she braced her legs to maintain balance.
او برای حفظ تعادل، پاهایش را محکم کرد.
he braced himself before delivering the speech.
او قبل از ایراد سخنرانی خود را آماده کرد.
we braced for a long night of work ahead.
ما خود را برای یک شب طولانی از کار آماده کردیم.
the athlete braced himself for the final sprint.
ورزشکار خود را برای دوی سرعت نهایی آماده کرد.
she braced her emotions before the meeting.
او قبل از جلسه احساسات خود را کنترل کرد.
they braced against the cold as they stepped outside.
آنها در برابر سرما مقاومت کردند وقتی بیرون رفتند.
he braced the car for the steep hill.
او ماشین را برای تپه شیب دار آماده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید