braincase

[ایالات متحده]/breɪnkās/
[بریتانیا]/braynˌkeɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار استخوانی جمجمه که مغز را در بر می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

braincase size

اندازه جمجمه مغزی

examine braincase

بررسی جمجمه مغزی

braincase shape

شکل جمجمه مغزی

skull braincase

جمجمه مغزی

human braincase

جمجمه مغزی انسان

braincase injury

آسیب به جمجمه مغزی

protect braincase

محافظت از جمجمه مغزی

braincase fracture

شکستگی جمجمه مغزی

view braincase

مشاهده جمجمه مغزی

analyze braincase

تجزیه و تحلیل جمجمه مغزی

جملات نمونه

the braincase protects the brain from injury.

جمجمه مغز را از آسیب محافظت می‌کند.

scientists study the braincase to understand evolution.

دانشمندان جمجمه را برای درک تکامل مطالعه می‌کنند.

the size of the braincase can indicate intelligence.

اندازه جمجمه می‌تواند نشان‌دهنده هوش باشد.

in some species, the braincase is highly developed.

در برخی گونه‌ها، جمجمه به شدت توسعه یافته است.

ct scans can reveal details of the braincase structure.

اسکن‌های سی‌تی می‌توانند جزئیاتی از ساختار جمجمه را نشان دهند.

the braincase is an important feature in anthropology.

جمجمه یک ویژگی مهم در مردم‌شناسی است.

damage to the braincase can lead to serious consequences.

آسیب به جمجمه می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

fossils provide insights into the braincase of ancient creatures.

فسیل‌ها بینش‌هایی در مورد جمجمه موجودات باستانی ارائه می‌دهند.

researchers compare the braincase of different species.

محققان جمجمه گونه‌های مختلف را مقایسه می‌کنند.

the braincase shape varies among different mammals.

شکل جمجمه در میان پستانداران مختلف متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید