staying up all night definitely killed a few of my braincells.
شبهای بیخواب شاید چند سلول مغز من را کشته است.
this complex puzzle requires you to use all your braincells.
این پازل پیچیده نیاز به استفاده از تمام سلولهای مغز شما دارد.
watching that mindless tv show feels like losing braincells.
نگاه کردن به آن برنامه تلویزیونی بیمغز مثل از دست دادن سلولهای مغز است.
two braincells barely functioning after a long shift at work.
دو سلول مغز پس از یک شیفت طولانی کار کمی کار میکنند.
it only takes two braincells to figure out this simple problem.
برای حل این مسئله ساده تنها دو سلول مغز کافی است.
smoking is known to damage braincells over time.
معلوم است که سیگار کشیدن با گذشت زمان سلولهای مغز را آسیب میزند.
alcohol consumption can lead to the death of braincells.
مصرف الکل میتواند منجر به مرگ سلولهای مغز شود.
he needs to rack his braincells to remember the password.
او نیاز دارد تا سلولهای مغزش را فعال کند تا رمز عبور را به یاد بیاورد.
the lack of sleep is affecting my last remaining braincells.
کمبود خواب تأثیر زیادی بر آخرین سلولهای مغزم دارد.
luckily, the human body can regenerate some damaged braincells.
خوشبختانه، بدن انسان میتواند برخی از سلولهای مغز آسیب دیده را ترمیم کند.
my braincells are fried from studying for this exam.
سلولهای مغزم از مطالعه برای این امتحان خیلی خسته شدهاند.
staying up all night definitely killed a few of my braincells.
شبهای بیخواب شاید چند سلول مغز من را کشته است.
this complex puzzle requires you to use all your braincells.
این پازل پیچیده نیاز به استفاده از تمام سلولهای مغز شما دارد.
watching that mindless tv show feels like losing braincells.
نگاه کردن به آن برنامه تلویزیونی بیمغز مثل از دست دادن سلولهای مغز است.
two braincells barely functioning after a long shift at work.
دو سلول مغز پس از یک شیفت طولانی کار کمی کار میکنند.
it only takes two braincells to figure out this simple problem.
برای حل این مسئله ساده تنها دو سلول مغز کافی است.
smoking is known to damage braincells over time.
معلوم است که سیگار کشیدن با گذشت زمان سلولهای مغز را آسیب میزند.
alcohol consumption can lead to the death of braincells.
مصرف الکل میتواند منجر به مرگ سلولهای مغز شود.
he needs to rack his braincells to remember the password.
او نیاز دارد تا سلولهای مغزش را فعال کند تا رمز عبور را به یاد بیاورد.
the lack of sleep is affecting my last remaining braincells.
کمبود خواب تأثیر زیادی بر آخرین سلولهای مغزم دارد.
luckily, the human body can regenerate some damaged braincells.
خوشبختانه، بدن انسان میتواند برخی از سلولهای مغز آسیب دیده را ترمیم کند.
my braincells are fried from studying for this exam.
سلولهای مغزم از مطالعه برای این امتحان خیلی خسته شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید