braless

[ایالات متحده]/ˈbrɛləs/
[بریتانیا]/ˈbreɪlæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون سینه‌بند.

عبارات و ترکیب‌ها

braless woman

زن بدون سینه بند

braless feeling

احساس بدون سینه بند

braless comfort

راحتی بدون سینه بند

go braless

بدون سینه بند برو

wear braless

بدون سینه بند بپوش

جملات نمونه

she decided to go braless for the summer festival.

او تصمیم گرفت برای جشنواره تابستانی بدون سوتین باشد.

going braless can be a liberating experience for many women.

بی‌سوتین بودن می‌تواند تجربه‌ای آزادکننده برای بسیاری از زنان باشد.

she felt more comfortable and confident being braless at home.

او در خانه احساس راحتی و اعتماد به نفس بیشتری با سوتین نداشت.

many celebrities have embraced the braless trend on the red carpet.

بسیاری از مشاهیر روند بی‌سوتین بودن را روی فرش قرمز پذیرفته‌اند.

she wore a sheer top, choosing to go braless underneath.

او یک بلوز نازک پوشید و تصمیم گرفت زیر آن بدون سوتین باشد.

some women prefer to go braless for comfort during workouts.

برخی از زنان ترجیح می‌دهند برای راحتی در طول تمرینات بدون سوتین باشند.

going braless is often seen as a statement of body positivity.

بی‌سوتین بودن اغلب به عنوان بیانیه‌ای از مثبت‌اندیشی بدن دیده می‌شود.

she was braless under her oversized sweater, enjoying the freedom.

او زیر ژاکت بزرگش بدون سوتین بود و از آزادی لذت می‌برد.

in hot weather, many women opt to go braless for relief.

در هوای گرم، بسیاری از زنان برای رفع خستگی ترجیح می‌دهند بدون سوتین باشند.

she confidently walked into the party braless, turning heads.

او با اعتماد به نفس بدون سوتین وارد مهمانی شد و توجه‌ها را به خود جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید