brandies

[ایالات متحده]/brændiz/
[بریتانیا]/bran-dez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. براندی، شکل جمع.

عبارات و ترکیب‌ها

fine brandies

شراب‌های خوب

sample brandies

شراب‌های نمونه

various brandies

شراب‌های متنوع

old brandies

شراب‌های قدیمی

aged brandies

شراب‌های کهنه

top brandies

بهترین شراب‌ها

select brandies

شراب‌های انتخابی

mix brandies

شراب‌های مخلوط

taste brandies

چشیدن شراب‌ها

serve brandies

سرو کردن شراب‌ها

جملات نمونه

he enjoys sipping brandies after dinner.

او از چشیدن برندی بعد از شام لذت می برد.

brandies can be served neat or on the rocks.

برندی ها را می توان به صورت خالص یا با یخ سرو کرد.

she gifted him a bottle of fine brandies.

او یک بطری برندی خوب به او هدیه داد.

brandies are often enjoyed during celebrations.

برندی ها اغلب در جشن ها لذت بخش هستند.

he prefers brandies over other spirits.

او برندی را بر سایر مشروبات الکلی ترجیح می دهد.

they discussed various brandies at the tasting event.

آنها در رویداد تست، در مورد انواع مختلف برندی صحبت کردند.

brandies are typically aged in oak barrels.

برندی ها معمولاً در بشکه های بلوط کهنه می شوند.

he has a collection of rare brandies.

او مجموعه ای از برندی های کمیاب دارد.

brandies can vary significantly in flavor.

طعم برندی ها می تواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

she learned how to mix cocktails with brandies.

او یاد گرفت که چگونه کوکتل با برندی درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید