brandings

[ایالات متحده]/'brændɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حیوانات را با آهن داغ علامت‌گذاری کردن؛
n. فعالیت‌های تبلیغاتی برای یک برند.

عبارات و ترکیب‌ها

brand positioning

قرارگیری برند

brand awareness

آگاهی از برند

brand identity

هویت برند

brand image

تصویر برند

brand equity

ارزش برند

brand loyalty

وفاداری به برند

branding strategy

استراتژی برندسازی

جملات نمونه

Branding plays a crucial role in shaping a company's image.

برندسازی نقش مهمی در شکل دادن به تصویر یک شرکت ایفا می‌کند.

Successful branding can help differentiate a product from its competitors.

برندسازی موفق می‌تواند به تمایز یک محصول از رقبا کمک کند.

Consistent branding across all platforms is essential for brand recognition.

برندسازی مداوم در تمام پلتفرم‌ها برای شناخت برند ضروری است.

Brand identity is a key component of effective branding strategies.

هویت برند یک جزء کلیدی از استراتژی‌های برندسازی مؤثر است.

Digital branding is becoming increasingly important in today's market.

برندسازی دیجیتال به طور فزاینده‌ای در بازار امروز مهم شده است.

Brand storytelling is a powerful tool for connecting with consumers.

داستان‌سرایی برند یک ابزار قدرتمند برای ارتباط با مصرف‌کنندگان است.

A strong brand can lead to increased customer loyalty.

یک برند قوی می‌تواند منجر به افزایش وفاداری مشتریان شود.

Brand positioning is crucial for determining a company's competitive advantage.

موقعیت‌یابی برند برای تعیین مزیت رقابتی یک شرکت بسیار مهم است.

Effective branding can help build trust with consumers.

برندسازی مؤثر می‌تواند به ایجاد اعتماد با مصرف‌کنندگان کمک کند.

Brand consistency is key to creating a strong brand presence.

ثبات برند کلید ایجاد حضور قوی برند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید