brassicaceous

[ایالات متحده]/bræsɪˈkeɪʃəs/
[بریتانیا]/bræˈsɪk.eɪ.ʃəs/

ترجمه

adj. مربوط به یا متعلق به جنس Brassica، که شامل گیاهانی مانند کلم، بروکلی و خردل است.

عبارات و ترکیب‌ها

brassicaceous vegetables

سبزیجات شب بو

brassicaceous plants

گیاهان شب بو

brassicaceous crops

محصولات شب بو

genus brassicaceous

سرده شب بو

brassicaceous species

گونه‌های شب بو

cultivated brassicaceous

شب بو کشت شده

wild brassicaceous

شب بو وحشی

brassicaceous family

خانواده شب بو

common brassicaceous

شب بو رایج

brassicaceous food

غذاهای شب بو

جملات نمونه

brassicaceous vegetables are rich in vitamins.

سبزیجات خانواده شبتک، سرشار از ویتامین هستند.

many people enjoy growing brassicaceous plants in their gardens.

بسیاری از افراد از پرورش گیاهان خانواده شبتک در باغ‌های خود لذت می‌برند.

brassicaceous crops can improve soil health.

محصولات خانواده شبتک می‌توانند سلامت خاک را بهبود بخشند.

she included brassicaceous greens in her salad.

او سبزیجات خانواده شبتک را در سالاد خود گنجاند.

brassicaceous vegetables are known for their cancer-fighting properties.

سبزیجات خانواده شبتک به دلیل خواص ضد سرطانی خود شناخته شده اند.

he studied the nutritional benefits of brassicaceous foods.

او فواید تغذیه‌ای غذاهای خانواده شبتک را مطالعه کرد.

brassicaceous plants are often used in crop rotation.

گیاهان خانواده شبتک اغلب در تناوب زراعی استفاده می‌شوند.

she prefers brassicaceous varieties for their flavor.

او طعم آن‌ها را ترجیح می‌دهد و از ارقام خانواده شبتک استفاده می‌کند.

brassicaceous vegetables can be found in many cuisines.

می‌توان سبزیجات خانواده شبتک را در بسیاری از غذاها یافت.

farmers often rotate brassicaceous crops to maintain soil fertility.

کشاورزان اغلب محصولات خانواده شبتک را برای حفظ حاصلخیزی خاک تناوب می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید