brassware

[ایالات متحده]/bræsˌwɛər/
[بریتانیا]/braˈswɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالاهای فلزی ساخته شده از برنج، معمولاً اقلام دکوری یا اتصالات برای لوله‌کشی و سخت‌افزار؛ مقالات یا ظروف برنجی

عبارات و ترکیب‌ها

brassware fittings

تجهیزات برنجی

antique brassware

برنج‌فروشی عتیقه

brassware finishes

پوشش‌های برنجی

modern brassware

برنج‌فروشی مدرن

brassware collection

کلکسیون برنجی

brassware prices

قیمت‌های برنجی

brassware quality

کیفیت برنجی

brassware styles

سبک‌های برنجی

brassware repair

تعمیرات برنجی

brassware cleaning

تمیز کردن برنجی

جملات نمونه

brassware adds a touch of elegance to home decor.

ظروف برنجی، ظاهری زیبا و شیک به دکوراسیون منزل می‌بخشد.

she collects antique brassware from different countries.

او ظروف برنجی قدیمی را از کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کند.

brassware can tarnish over time if not maintained.

اگر به درستی نگهداری نشود، ظروف برنجی ممکن است در طول زمان کدر شوند.

he polished the brassware until it shone brightly.

او ظروف برنجی را تا زمانی که به شدت می‌درخشید، صیقل داد.

brassware is often used in traditional ceremonies.

ظروف برنجی اغلب در مراسم سنتی استفاده می‌شوند.

many restaurants use brassware for serving food.

بسیاری از رستوران‌ها از ظروف برنجی برای سرو غذا استفاده می‌کنند.

she inherited a beautiful set of brassware from her grandmother.

او یک مجموعه زیبا از ظروف برنجی را از مادربزرگش به ارث برد.

brassware can be a great gift for housewarmings.

ظروف برنجی می‌توانند هدیه‌ای عالی برای افتتاح خانه‌ها باشند.

they displayed their brassware collection in a glass cabinet.

آنها مجموعه ظروف برنجی خود را در یک کابینت شیشه‌ای به نمایش گذاشتند.

brassware is popular for its durability and aesthetic appeal.

ظروف برنجی به دلیل دوام و جذابیت زیبایی‌شان محبوب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید