breadbaskets

[ایالات متحده]/breɪdbæskɪts/
[بریتانیا]/bredˈbæs kɪts/

ترجمه

n. ظروفی برای نان یا منطقه‌ای که به تولید غلات معروف است.; اصطلاح عامیانه برای یک دستگاه انفجاری آتش‌زا.; معده، به‌ویژه زمانی که پر است.

عبارات و ترکیب‌ها

grain breadbaskets

سواحل گندم

breadbasket states

ایالات سبد نان

empty breadbaskets

سواحل گندم خالی

full breadbaskets

سواحل گندم پر

breadbasket region

منطقه سبد نان

protect breadbaskets

محافظت از سواحل گندم

feed breadbaskets

تغذیه سواحل گندم

جملات نمونه

we placed the breadbaskets on the table for dinner.

ما سبدهای نان را برای شام روی میز قرار دادیم.

she filled the breadbaskets with fresh rolls.

او سبدهای نان را با نان تازه پر کرد.

at the bakery, we sell various types of breadbaskets.

در نانوایی، ما انواع سبدهای نان را می‌فروشیم.

the restaurant offers complimentary breadbaskets.

رستوران سبدهای نان رایگان ارائه می‌دهد.

during the picnic, we packed the breadbaskets with sandwiches.

در طول پیک نیک، ما سبدهای نان را با ساندویچ پر کردیم.

he arranged the breadbaskets beautifully for the event.

او سبدهای نان را به زیبایی برای این رویداد چید.

the bakery's breadbaskets are made of wicker.

سبدهای نان نانوایی از حصیری ساخته شده اند.

she always prefers breadbaskets over plastic containers.

او همیشه سبدهای نان را بر روی ظروف پلاستیکی ترجیح می دهد.

we need to buy new breadbaskets for the kitchen.

ما باید سبدهای نان جدید برای آشپزخانه بخریم.

the children enjoyed the breadbaskets filled with cookies.

کودکان از سبدهای نان پر از کوکی لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید