breadboxes

[ایالات متحده]/ˈbredbɒks/
[بریتانیا]/ˈbrɛdbɑks/

ترجمه

n. ظروفی برای نگهداری نان.

عبارات و ترکیب‌ها

breadboxes full

جعبه‌های نان پر

old breadboxes

جعبه‌های نان قدیمی

empty breadboxes

جعبه‌های نان خالی

breadboxes stacked

جعبه‌های نان چیده شده

find breadboxes

پیدا کردن جعبه‌های نان

جملات نمونه

we keep our breadboxes on the kitchen counter.

ما جعبه‌های نان خود را روی پیشخوان آشپزخانه می‌گذاریم.

she organized the breadboxes neatly in the pantry.

او جعبه‌های نان را به طور مرتب در انباری مرتب کرد.

he prefers wooden breadboxes for their rustic charm.

او جعبه‌های نان چوبی را به دلیل جذابیت روستایی‌شان ترجیح می‌دهد.

many people use breadboxes to keep their bread fresh.

بسیاری از مردم از جعبه‌های نان برای نگهداری نان تازه استفاده می‌کنند.

our breadboxes are designed to prevent mold growth.

جعبه‌های نان ما برای جلوگیری از رشد کپک طراحی شده‌اند.

she bought decorative breadboxes to match her kitchen decor.

او جعبه‌های نان تزئینی خرید تا با دکوراسیون آشپزخانه خود مطابقت داشته باشد.

he often forgets to close the breadboxes after use.

او اغلب فراموش می‌کند که بعد از استفاده درب جعبه‌های نان را ببندد.

they sell a variety of breadboxes at the local store.

آنها انواع مختلف جعبه‌های نان را در فروشگاه محلی می‌فروشند.

using breadboxes can help reduce food waste.

استفاده از جعبه‌های نان می‌تواند به کاهش ضایعات مواد غذایی کمک کند.

her grandmother always had beautiful breadboxes in her kitchen.

مادربزرگ او همیشه جعبه‌های نان زیبا در آشپزخانه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید