breadroot

[ایالات متحده]/ˈbrɛdˌruːt/
[بریتانیا]/ˈbredˌro͞ot/

ترجمه

n. ریشه نشاسته‌ای خوراکی گیاه _Breadroot_ (_Psoralea esculenta_)، یک گیاه لگوم در آمریکای شمالی که بومی دشت‌ها و دشت‌ها است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

breadroot soup

سوپ ریشه نان

breadroot flour

آرد ریشه نان

breadroot meal

وعده ریشه نان

breadroot plant

گیاه ریشه نان

find breadroot

پیدا کردن ریشه نان

eat breadroot

خوردن ریشه نان

grow breadroot

کشت ریشه نان

breadroot starch

نشاسته ریشه نان

breadroot cake

کیک ریشه نان

جملات نمونه

he harvested breadroot from the field.

او ریشه نان را از مزرعه برداشت.

she made a delicious soup using breadroot.

او سوپ خوشمزه ای با استفاده از ریشه نان درست کرد.

in spring, we often find breadroot in the wild.

در بهار، ما اغلب ریشه نان را در طبیعت پیدا می کنیم.

breadroot is known for its nutritional benefits.

ریشه نان به دلیل فواید تغذیه ای آن شناخته شده است.

they used breadroot as a staple food during the winter.

آنها از ریشه نان به عنوان غذای اصلی در طول زمستان استفاده کردند.

she learned to identify breadroot while hiking.

او در حین پیاده روی یاد گرفت که چگونه ریشه نان را شناسایی کند.

many indigenous tribes rely on breadroot for sustenance.

بسیاری از قبایل بومی برای معیشت به ریشه نان متکی هستند.

he shared his recipe for breadroot casserole.

او دستور تهیه کاسرول ریشه نان را با او به اشتراک گذاشت.

she dried breadroot to use in the winter months.

او ریشه نان را خشک کرد تا در ماه های زمستان از آن استفاده کند.

they discussed the traditional uses of breadroot.

آنها در مورد کاربردهای سنتی ریشه نان بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید