breakers

[ایالات متحده]/[ˈbreɪ.kəz]/
[بریتانیا]/[ˈbreɪ.kərz]/

ترجمه

n.افرادی که وسایل را می‌شکنند، به خصوص موج‌ها؛ افرادی که چیزها را از هم جدا می‌کنند؛ شخصی که ساختمان‌ها را تخریب می‌کند.
v.شکستن چیزی؛ قطع یا متوقف کردن چیزی.
adj.تخریب‌کننده.
Word Forms
جمعbreakerss

عبارات و ترکیب‌ها

wave breakers

Persian_translation

ice breakers

Persian_translation

rule breakers

Persian_translation

breaking breakers

Persian_translation

sand breakers

Persian_translation

ground breakers

Persian_translation

rock breakers

Persian_translation

جملات نمونه

the circuit breakers tripped during the thunderstorm.

قطعات قطع کننده در طول طوفان رعد و برق فعال شدند.

we need to replace the old breakers with new ones.

ما باید قطعات قطع کننده قدیمی را با قطعات جدید جایگزین کنیم.

the breakers are essential for electrical safety.

قطعات قطع کننده برای ایمنی الکتریکی ضروری هستند.

check the breakers to see if any have tripped.

بررسی کنید که آیا قطعات قطع کننده فعال شده اند یا خیر.

the breakers protected the house from the surge.

قطعات قطع کننده خانه را از افزایش ولتاژ محافظت کردند.

he's an expert in electrical breakers and wiring.

او در زمینه قطعات قطع کننده و سیم‌کشی برق متخصص است.

the breakers box is located in the basement.

جعبه قطعات قطع کننده در زیرزمین قرار دارد.

reset the breakers after the power outage.

پس از قطع برق، قطعات قطع کننده را بازنشانی کنید.

double-pole breakers are used for high-power appliances.

قطعات قطع کننده دو قطبی برای لوازم برقی پرمصرف استفاده می شوند.

ground fault circuit breakers enhance safety.

قطعات قطع کننده خطا زمین، ایمنی را افزایش می دهند.

mini breakers are often used in smaller panels.

قطعات قطع کننده کوچک اغلب در پنل های کوچکتر استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید