breton

[ایالات متحده]/ˈbretən/
[بریتانیا]/ˈbrɛtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به منطقه برتانی در فرانسه
n. شخصی از منطقه برتانی در فرانسه

عبارات و ترکیب‌ها

Breton culture

فرهنگ برتون

Breton language

زبان برتون

breton language

زبان برتون

breton culture

فرهنگ برتون

breton people

مردم برتون

speak breton

برتون صحبت کردن

learn breton

یادگیری برتون

breton music

موسیقی برتون

breton food

غذاهای برتون

breton history

تاریخ برتون

breton flag

پرچم برتون

جملات نمونه

he wore a traditional breton hat.

او یک کلاه برتون سنتی پوشید.

she speaks breton fluently.

او به طور روان به زبان برتون صحبت می کند.

they celebrated the breton festival.

آنها جشنواره برتون را جشن گرفتند.

breton culture is rich in history.

فرهنگ برتون غنی از تاریخ است.

he enjoys breton cuisine.

او از آشپزی برتون لذت می برد.

the breton coastline is stunning.

خط ساحلی برتون خیره کننده است.

she collects breton pottery.

او ظروف برتون جمع آوری می کند.

they visited a breton village.

آنها از یک دهکده برتون بازدید کردند.

breton music is very lively.

موسیقی برتون بسیار پر جنب و جوش است.

he learned to dance the breton jig.

او یاد گرفت رقص برتون را انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید