breviary

[ایالات متحده]/'briːvɪərɪ/
[بریتانیا]/'brivɪɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلاصه؛ [کاتولیسیسم] یک کتاب دعا روزانه
Word Forms

جملات نمونه

What time was left to him, after these thousand details of business, and his offices and his breviary, he bestowed first on the necessitous, the sick, and the afflicted;

چه زمانی بعد از این هزار جزئیات کاری و وظایف و دفتر دعایش برایش باقی ماند، ابتدا آن را به نیازمندان، بیماران و رنج‌دیدگانان اعطا می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

Of the two priests, one was sitting in his underwear reading his breviary and the other was wearing a nightshirt and saying the rosary.

از بین دو کشیش، یکی با لباس زیر نشسته بود و کتاب دعا را می‌خواند و دیگری پیراهن شب به تن داشت و ذکر دعا را می‌گفت.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید