| جمع | bricoleurs |
bricoleur spirit
روح دست و پا چلفتی
bricoleur mindset
نگاهگاه دست و پا چلفتی
become a bricoleur
به یک دست و پا چلفتی تبدیل شوید
bricoleur skills
مهارتهای دست و پا چلفتی
bricoleur resource
منبع دست و پا چلفتی
bricoleur project
پروژه دست و پا چلفتی
bricoleur knowledge
دانش دست و پا چلفتی
bricoleur approach
رویکرد دست و پا چلفتی
bricoleur culture
فرهنگ دست و پا چلفتی
he is a talented bricoleur who can fix anything around the house.
او یک دست و هنرمند بااستعداد است که می تواند هر چیزی را در خانه تعمیر کند.
being a bricoleur means you enjoy diy projects.
یک دست و هنرمند بودن به این معنی است که از پروژه های خودساخته لذت می برید.
the bricoleur built a beautiful garden shed from recycled materials.
یک دست و هنرمند یک انبار باغ زیبا از مواد بازیافتی ساخت.
as a bricoleur, he often improvises solutions to everyday problems.
به عنوان یک دست و هنرمند، او اغلب راه حل های بداهه برای مشکلات روزمره پیدا می کند.
the bricoleur's workshop was filled with tools and materials.
کارگاه یک دست و هنرمند پر از ابزار و مواد بود.
she learned the skills of a bricoleur from her grandfather.
او مهارت های یک دست و هنرمند را از پدربزرگش یاد گرفت.
his reputation as a bricoleur has grown in the community.
شهرت او به عنوان یک دست و هنرمند در جامعه افزایش یافته است.
the bricoleur transformed old furniture into unique pieces.
یک دست و هنرمند مبلمان قدیمی را به قطعات منحصر به فرد تبدیل کرد.
many people admire the creativity of a skilled bricoleur.
بسیاری از مردم به خلاقیت یک دست و هنرمند ماهر احترام می گذارند.
he often shares his bricoleur tips on social media.
او اغلب نکات دست و هنرمند خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک می گذارد.
bricoleur spirit
روح دست و پا چلفتی
bricoleur mindset
نگاهگاه دست و پا چلفتی
become a bricoleur
به یک دست و پا چلفتی تبدیل شوید
bricoleur skills
مهارتهای دست و پا چلفتی
bricoleur resource
منبع دست و پا چلفتی
bricoleur project
پروژه دست و پا چلفتی
bricoleur knowledge
دانش دست و پا چلفتی
bricoleur approach
رویکرد دست و پا چلفتی
bricoleur culture
فرهنگ دست و پا چلفتی
he is a talented bricoleur who can fix anything around the house.
او یک دست و هنرمند بااستعداد است که می تواند هر چیزی را در خانه تعمیر کند.
being a bricoleur means you enjoy diy projects.
یک دست و هنرمند بودن به این معنی است که از پروژه های خودساخته لذت می برید.
the bricoleur built a beautiful garden shed from recycled materials.
یک دست و هنرمند یک انبار باغ زیبا از مواد بازیافتی ساخت.
as a bricoleur, he often improvises solutions to everyday problems.
به عنوان یک دست و هنرمند، او اغلب راه حل های بداهه برای مشکلات روزمره پیدا می کند.
the bricoleur's workshop was filled with tools and materials.
کارگاه یک دست و هنرمند پر از ابزار و مواد بود.
she learned the skills of a bricoleur from her grandfather.
او مهارت های یک دست و هنرمند را از پدربزرگش یاد گرفت.
his reputation as a bricoleur has grown in the community.
شهرت او به عنوان یک دست و هنرمند در جامعه افزایش یافته است.
the bricoleur transformed old furniture into unique pieces.
یک دست و هنرمند مبلمان قدیمی را به قطعات منحصر به فرد تبدیل کرد.
many people admire the creativity of a skilled bricoleur.
بسیاری از مردم به خلاقیت یک دست و هنرمند ماهر احترام می گذارند.
he often shares his bricoleur tips on social media.
او اغلب نکات دست و هنرمند خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک می گذارد.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now