brigadista

[ایالات متحده]//ˌbrɪɡəˈdiːstə//
[بریتانیا]//ˌbrɪɡəˈdiːstə//

ترجمه

n. عضو یک بриگاد سیاسی یا نظامی؛ عضو یک بриگاد بین‌المللی؛ (در زمینه‌های خاص) کارگری که لباس کمپ یا لباس بريگاد را پوشیده است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the brigadista

بریگادیستا

brigadista team

تیم برقادیستا

brigadistas

بریگادیستاها

volunteer brigadista

بریگادیستای داوطلب

medical brigadista

بریگادیستای پزشکی

became a brigadista

شدن یک برقادیستا

being a brigadista

بودن یک برقادیستا

young brigadista

بریگادیستای جوان

experienced brigadista

بریگادیستای تجربه‌دار

brigadista training

آموزش برقادیستا

جملات نمونه

the health brigadista visited remote villages to provide basic medical care.

برگردهای بهداشتی به روستاهای دورافتاده رفتند تا مراقبت‌های پزشکی پایه را فراهم کنند.

community brigadistas organized educational workshops about disease prevention.

برگردهای جامعه کارگاه‌های آموزشی درباره پیشگیری از بیماری‌ها را سازماندهی کردند.

medical brigadistas distributed vaccines to underserved populations.

برگردهای پزشکی واکسن‌ها را به جوامعی که دسترسی کمتری دارند توزیع کردند.

the trained brigadista administered first aid to the injured workers.

برگردۀ آموزش دیده اولیه را به کارگران زخمی ارائه کرد.

rural brigadistas played a crucial role in public health campaigns.

برگردهای روستایی در حملات بهداشت عمومی نقش حیاتی داشتند.

the brigadista program trained hundreds of volunteers each year.

برنامۀ برگردۀ هر ساله صدها داوطلب را آموزش داد.

experienced brigadistas mentored new volunteers in healthcare techniques.

برگردهای تجربه‌دار فنون بهداشت را به داوطلبان جدید آموزش دادند.

the brigadista team conducted door-to-door health surveys.

تیم برگردۀ بازدیدهای بهداشتی از خانه به خانه انجام داد.

local brigadistas coordinated with doctors during the emergency.

برگردهای محلی در حین فوریت به پزشکان هماهنگی کردند.

the brigadista network expanded to cover more remote areas.

شبکۀ برگردۀ به مناطق دورافتاده‌تر گسترش یافت.

young volunteers joined the brigadista movement to serve their communities.

داوطلبان جوان به جنبش برگردۀ پیوستند تا جامعه‌های خود را خدمت کنند.

the brigadista provided health education to school children.

برگردۀ آموزش بهداشت را به کودکان مدرسه ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید