brigand

[ایالات متحده]/'brɪg(ə)nd/
[بریتانیا]/'brɪɡənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دزد، راهزن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbrigands
جمعbrigands

جملات نمونه

They say there are brigands hiding along the way.

آنها می‌گویند راهزنان در طول مسیر کمین کرده‌اند.

We passed the desiccated corpse of a brigand hanging on a gibbet.

ما از کنار جسد خشکیده یک راهزن که بر روی دار آویخته بود، عبور کردیم.

The brigand robbed the travelers on the lonely road.

راهزن مسافران را در جاده خلوت مورد غارت قرار داد.

The villagers banded together to protect their homes from the brigands.

روستاییان برای محافظت از خانه‌هایشان در برابر راهزن‌ها متحد شدند.

The brigand was finally captured by the authorities.

راهزن سرانجام توسط مقامات دستگیر شد.

The brigand demanded a ransom for the safe return of the kidnapped child.

راهزن برای بازگرداندن سالم کودک ربوده شده، باج خواست.

Legends tell of a notorious brigand who terrorized the countryside.

افسانه ها از یک راهزن مشهور که در روستاها وحشت ایجاد می کرد، حکایت می کنند.

The brigand's hideout was discovered deep in the forest.

مخفیگاه راهزن در اعماق جنگل کشف شد.

The brigand's gang was known for their ruthless tactics.

گنگ راهزن به دلیل تاکتیک های بی رحمانه خود مشهور بود.

The brigand was known for his cunning and stealth.

راهزن به دلیل زیرکی و پنهان کاری خود مشهور بود.

The brigand's capture brought relief to the frightened villagers.

دستگیری راهزن باعث آرامش در دل روستاییان ترسیده شد.

The brigand's reign of terror finally came to an end.

حکومت ترس راهزن سرانجام به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید