brigandines

[ایالات متحده]/ˈbrɪɡəndɑːɪn/
[بریتانیا]/ˌbrɪɡənˈdaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی زره بدن که از صفحات فلزی کوچک دوخته یا ریوخته شده به هم ساخته شده است.; سربازی که زره بریگاندین بر تن دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

brigandine armor

زره براندین

wear brigandine

پوشیدن زره براندین

brigandine plate

صفحه زره براندین

brigandine mail

زره زنجیری براندین

brigandine warrior

جنگجوی براندین

study brigandine

مطالعه زره براندین

make brigandine

ساختن زره براندین

find brigandine

پیدا کردن زره براندین

use brigandine

استفاده از زره براندین

buy brigandine

خریدن زره براندین

جملات نمونه

the knight wore a brigandine under his armor.

سوارکار زره پوشی را زیر زره خود پوشید.

brigandines were commonly used in the middle ages.

زره پوش‌ها معمولاً در قرون وسطی استفاده می‌شدند.

she admired the intricate designs on the brigandine.

او طرح‌های پیچیده روی زره پوش را تحسین کرد.

brigandines provided excellent protection in battle.

زره پوش‌ها محافظت عالی در نبرد ارائه می‌دادند.

the museum displayed a collection of historical brigandines.

موزه مجموعه‌ای از زره پوش‌های تاریخی را به نمایش گذاشت.

he studied the evolution of brigandines over centuries.

او تکامل زره پوش‌ها را در طول قرن‌ها مطالعه کرد.

brigandines were often made from leather and metal plates.

زره پوش‌ها اغلب از چرم و صفحات فلزی ساخته می‌شدند.

the brigandine was an essential piece of armor for foot soldiers.

زره پوش یک قطعه ضروری از زره برای سربازان پیاده بود.

he crafted a brigandine for his upcoming reenactment.

او برای بازسازی آینده‌اش یک زره پوش ساخت.

brigandines allowed for mobility while still offering protection.

زره پوش‌ها در عین حال که محافظت ارائه می‌دادند، امکان تحرک را فراهم می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید