brighest

[ایالات متحده]/ˈbraɪtɪst/
[بریتانیا]/ˈbraɪtɪst/

ترجمه

adj. (برترین حالت bright) روشن‌ترین؛ با شدت بیشترین نور.

عبارات و ترکیب‌ها

the brightest

روشن‌ترین

brightest future

روشن‌ترین آینده

brightest star

روشن‌ترین ستاره

brightest smile

روشن‌ترین لبخند

brightest minds

روشن‌ترین ذهن‌ها

shine brightest

روشن‌ترین شرایط

brightest day

روشن‌ترین روز

at its brightest

در روشن‌ترین حالت

brightest colors

روشن‌ترین رنگ‌ها

brightest moment

روشن‌ترین لحظه

جملات نمونه

she was the brightest student in her class.

او به عنوان بهترین دانش‌آموز در کلاس خود شناخته می‌شد.

the brightest stars are often the most distant.

بهترین ستاره‌ها اغلب دورترین‌ها هستند.

he had the brightest idea for the project.

او بهترین ایده‌ای برای پروژه داشت.

the morning sun was the brightest of the day.

خورشید صبحی روشن‌ترین نور روز بود.

her smile was the brightest thing in the room.

خنده‌اش روشن‌ترین چیز در اتاق بود.

the brightest minds gathered for the conference.

بهترین ذهن‌ها برای کنفرانس جمع شدند.

this is the brightest yellow i've ever seen.

این روشن‌ترین زردی است که تا به حال دیده‌ام.

the brightest future belongs to those who work hard.

بهترین آینده به کسانی که سخت کار می‌کنند می‌شود.

among all the options, this is the brightest choice.

در میان تمام گزینه‌ها، این بهترین انتخاب است.

the brightest moments in life are often unexpected.

بهترین لحظات زندگی اغلب غیرمنتظره هستند.

the sun was at its brightest at noon.

خورشید در ساعت زنگ‌زدن به روشن‌ترین حالت خود رسید.

she always wore her brightest dress for celebrations.

او همیشه لباس روشن‌تر خود را برای جشن‌ها پوشید.

the brightest child showed exceptional talent early.

بهترین کودک به زودی توانایی‌های برجسته‌ای نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید